ادامه 18.591
به چهره مظلوم و خوشگل کوروش نگاه میکنم و یا علی گویان میرم طرف برنچ نیمه ها. سه قاشق برمیدارم و میشورم خوب حالا یه دونه پیاز فندقی با یه بسته آب مرغ. همچنان پروسه پاکسازی معده ادامه داره. با یه خرده نمک. تو یه قابلمه دیگه از مواد فرنی میریزم و به همراه یه فنجون شیر میذارم بپخه. ( کلیک ) ( کلیک ) میام پیش کوروش و نگاش میکنم ( کلیک ) . چه طعم ملسیه عاشقی به به. میبوسمش. دلم براش تنگ شده. وبلاگ خونی که دیگه جزو لاینفک زندگیم شده. از همون وبلاگه که شروعش کرده بودم یکم میخونم. خوب مینویسه. به همه هم باز سر میزنم. (محیا جون زودی بر گرد پیش مامانت. مامانت دلش خیلی برات ...
نویسنده :
مامانی
14:42





