کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

چند روز ما 8.5.91

1391/5/12 18:40
نویسنده : مامانی
341 بازدید
اشتراک گذاری

پریشب خواهرم زنگ زد و گفت بیاین باغ دور هم باشیم! ما هم ساعت 1 راه افتادیم و

نزیکای دو بود که رسیدیم. سحری خوردیم و تا ساعت 5 با خواهرم خرف زدیم. وای

ساعت 7 بود که از جیغای کوروش از خواب پریدیم. پاهاش بازززز سوخته بود شدید.

مادرشوهر خواهرم چند نوع جوشونده و اینا بهش داد و خدا رو شکر الان خیلی بهتره!

پماد های مختلفم امتحان کردیم که از همه بهتر پماد ضد اگزمای محیا خوشگله  بود.

خلاصه این یک روز و نصفی خیلی بهم سخت گذشت. من اینحا یه اعتراف تکان دهنده

شیطانمیکنم و اونم اینکه: پاهای کوروش به خاطر غذاهای سنگینی که بهش میدادم اینحوری

شده بود. نمی تونست هضم کنه و سر دلش مونده بود. برای همین هم بعد از خوردن

جوشونده ها تمام موادی که تو معدش اذیتش میکرد دفع شد و الان خدا رو

شکککککککککککککککککر اروم خوابیده بدون هیچ مشکلی.ی راستی به اون یکی

وبلاگ  ( کلیک )هم سر بزنید. آسه آسه مطلب میذارم توش. آخه این فامیلمون (

مادرشوهر خواهرم ) که بر اساس اطلاعاتشون این وبلاگ راه اندازی شده همیشه در

دسترس من نیستن! ولی ازشون خیلی ممنونم که اینقد مهربونن و دانسته هاشون رو راحت

در اختیار من میذارن تا بنویسم. من خیلی دوستون دارم طیبه جون! خیلی ماهین خیلی

 

حمیرضا گردانقلی من ( کلیک ) ( کلیک ) ( کلیک) حمید و باباش ( کلیک). کوروش

و بابا ( کلیک)( کلیک) محیا و مائده ( کلیک ), یگانه جون ( کلیک ) من و کوروش

روی تاب ( کلیک ), و گلهامون ( کلیک ). این وبلاگ محیا جون

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آویسا
10 مرداد 91 17:17
سلام چه گل پسر نازی داری خدا حفظش کنه خوشحال میشم به وبلاگ دخترم سر بزنی


مرسی حتما
مریم مامان عسل
12 مرداد 91 1:00
سلام زهره جون.
اون وبلاگو دیدم. جالب بود.
راستی منم یکبار میخواستم بهت بگم غذاهای سنگینی به کوروش میدی. ولی بخاطر دندون هم هست ها!


میبینی کوروش کی بوده؟ واقعا مایه مباهاته. امان از این دندوووووون