10.5.91
دیروز خونه خالم دعوت بودیم ( البته مجردی بود ) من و کوروش رفتیم
براشون بادمجون و گوجه بردم ( آخه محمد از باغشون چیده بود ) و یه
هدیه ناقابل هم برای دختر خاله جونم. امروزم افطار خونه مامان اعظم
دعوتیم. دیشب زیر دلم سمت چپ درد میکرد شدید!! فک کنم
سرماخورده! دیشب محمد کلی بادمجون پوست گرفت و گذاشت تو
آب نمک! یه عالمه گوجه هم هست که باید حلقه ای شون کنم و
بذارم تو فریزر. ( خواهری به تو هم چند بسته میدم! ) البته شما که
اصلا خونه نیستین که!! هیچی دیگه اینم چند تا عکس
کوروش- 2خونه مامان ملی چند شب پیش ساعت 2am
پرنیا دختر صفورا جون دختر دایی من که 23 ماهشه
زهرا جون نوه خاله عزیزم که نزدیک 5 سالشه.
کوروش- 2- 3جون که دوست داره همش یه نفر تاتی تاتیش کنه و راه
بره.
اینم پسرک خوش خوراک منه بعد از انبه خوردن در باغ
پ.ن: نرگس جون اگه هنوز وبلاگمو میخونی, پیشنهاد میکنم به این وبلاگ یه سر بزن عزیزم.



10.5.91
