19.4.91 خوب من کوروش
دیشب تا صبح خوابم نبرد. مشغول وبگردی شدم و دو تا وب که از سبک نوشته هاشون خوشم اومدم پیدا کردم. چند وقتیه با کوروش خیلی عشقولی شدیم و اون فقط منو میخواد. حسابی مامان شناس شده و دل من قیلی ویلی میره حسابی! ساعت 5 صب بود که دیگه لب تاپ و بستم نمازمو خوندم بعدش کوروشم و در اغوش گرفتم و بوسه بارونش کردم. از نگاه کردن به جشای خوشگلش خسته نمی شم! فقط موندم چحوری خدا رو ممنون باشم به خاطر این فرشته مهربون. مطمئنم پسر مهربونی میشه. نگاهاش خیلی خوبه. یه حس خوشبختی یه خالت مهربونی داره پسرم. خیلی می ترسم اون مامانی نباشم که اون لایقشه! وقتی می خنده انگار خدا اومد...
نویسنده :
مامانی
14:16








