28.4.91
سلام دوستان همراهم و همچتین شما اقا کوروشم پسر گلم: امروز از صبح خیلی بهونه می گرفتی و در واقع نق میزدی زیااااااااااد. می دونی پاهات سوخته بود خیلی شدید! یه عالمه ظرفم تو سینک مونده بود و منم وقتی خونه نامرتب اعصابم خورد میشه . تازه ماشین لباس شویی هم خراب شده و یه قطعش نیست به دلیل ت ح ر ی م . امروز شما گل قشنگم با بابا رفتی حموم. بعدش من اومدم حموم و تمیز کنم انگشت شصت پام گیر کرد به آلمینیوم پایین در حموم. (چون پامو یه بار عمل کردم و تاندوماش کلا از بین رفته ) حس نکرذم ذرذشو. ولی وقتی دیدم چه خونی داره میاد فهمیدم جدی بوده!! بابا پامو پانس...
نویسنده :
مامانی
1:22




