خواب؟!؟!
آی خدا خوابم میاد! عاقا امروز بعد از ناکامی در تلپ شدن خانه مادر گراممان, اومدیم خونه و یک تیکه مرغ و چند قلیه گوشت انداختم تو زودپز و کمی به کارام رسیدم. ساعت 1 و نیم بود که مرغِ و گوشتا رو ریختم تو یه قابلمه با یه پیمانه برنح و یک هویج حلقه حلقه و آب گوشتا و یک عصاره مرغ تا پخته بشه. کوروشَم این وسط خواب! تا بیدار شده, ناهار دو نفرمونم آماده بوده! خوب خورده و گفتم برم یه چرتی بزنم! که چه خبطی کردم همچی تصمیمی گرفتم! نشون به اون نشون که از ساعت یک و نیم تا نیم ساعت پیش مورد اصابت ضربات خشمگین کوروش قرار گرفتم,که چرا اصلا میخوای بخوابی؟ 5دقیقه چشام گرم میشد, گومـــــــــ با گوشی تلفن میخورد تو سرم. باز یک چرتی میزد...
نویسنده :
مامانی
18:35









