کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

یه روز برفی دیگه+ یه عالمه ترشحات ذهن پر رفت و آمد مامی

1391/10/12 11:57
نویسنده : مامانی
468 بازدید
اشتراک گذاری

ساعت 5 و نیمه صبحه! نیم ساعتِ بیدار شدم و البته خیلی ام پر انرژی! خدا رو شکر!! خیلی ناراحت بودم  زیاد میخوابیدم. البته به جاش عصرا دو ساعتی میخوابم. ولی بازم بهتره! اول میرم دو

لیوان آب میخورم. بعد مسواک, بعد میرم جلوی پنجره!مژهباز برف اومده! آخ جووووون! من عاشق پاییز و

زمستونم! و از تابستون بیزارم. با اینکه خودم متولد اوج تابستونم, ولی از گرمای بیش از حدش بدم میاد. 

دیروز عصر که خواب بودم با یه صدایی که عاشقشم از خواب بیدار شدم. کوروش و

 

محمد تو هال بودن! محمد یه سی دی آهنگ جدید گرفته بود. همه آهنگای گو.گو.ش!!! مثل بچه ای که

مامانشُ دیده باشه از رختخواب پریدم بیرون و دویدم سمت تلویزیون!! صداشو بلند تر کردمُ از ذوق زدگی بیش از حد نیشم مثل این شده بود. چقد من دوسِت دارم گو/گو.ش خوشگلم. کوروش و محمد تو هال بودن! و از این کار من ذوق زده شدن! 

 

من با  چیزای کوچیک خوشحال میشم و بی نهایت خوشحالیمُ نشون میدم که طرف همش از این کارا

برام بکنه! و البته عقیده دارم من نباید پایانِ یک زنجیره خوبی باشم. منظورمُ متوجه میشین؟ (

 

یکی خوبی میکنه بعد منِ نوعی اینقد بداخلاق و بی تفاوت رفتار میکنم که از کارش پشیمون میشه ) و

البته خیلی زودم ناراحت میشم و این بده! چون خودم سعی میکنم کسیُ ناراحت نکنم و انتظار دارم

بقیه هم همین تلاشُ داشته باشن! ولی باید یاد بگیرم بی توقع باشه هر کاری انجام میدم. بمــانــــــــــــد!

نمی دونم کی به من گفته هر روز باید یه چیزی بنویسی! ببخشید چرت و پرتای منُ میخونین و تحمل میکنین! در حال حاضر که نه می تونم ادامه تحصیل بدمُ نه برم سر کار, خانواده و لبتاپم هستن که دلم بهشون خوشِ! همین آشپزی کردنا! همین شماها! با شماها خندیدن! این که با خوندن بعضی نظراتتون غش میکنم از خنده! این که 10 بار آخرین نظرات

خوانندگانمُ چک میکنم تا سریع جواب بدم و تایید کنم. همین شماها! دوستون دارم. 

از شوخی ای که تو پست قبل کردم معذرت میخوام. دوست ندارم کسی ازم ناراحت شه!

ولی حالا جدا کدام بهتر است؟ خر باژم یا نباژم؟ 

حالا نمیدونم ناهار چی درست کنم! یه غذای مرغی میخوام!

****ممکنِ تا شب به این پست همینجوری چیز میز اضافه شه! البته بیشتر خاله زنکیه! مثل هر روز!

راستی 1* میگم بچه هایی که وبلاگ دارین یا اصلا ندارین! یه ایمیل که دارین؟ بیاین از این به بعد

غذاهایی که درست میکنیمُ بذاریم تو وبلاگامون یا به من ایمیل کنین تا من بذارم تو وبلاگم! باحاله ها! از

هم چیز یاد میگیریم. موافقا دستا بالا

راستی2* دارم اهنگِ * هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریستِ* گو.گوشِ نازنینمُ گوش میکنم.

من به زندگی شخصی آدما کاری ندارم, جون به خودشون مربوطِ! من از هنر این خانوم زیبا بی نهایت لذت

میبرم و بهش احترام میذارم. ما بتونیم مسائل شخصی خودمونُ درمان کنیم خیلی هنر کردیم.نه؟

راستی 3* خیلی پرت و پلا مینویسم. چون میخوام هرچی به ذهنم میرسه رو ثبت کنم. ببخشید برای هر

کی عذاب آوره خواهش میکنم وبلاگمُ خیلی راحت ببنده و بره پی کارش.مرسی! میدونین وقتی

مینویسم دیگه هیچی اذیتم نمیکنه! خیلی خوبه! به شمام پیشنهاد میدم امتحان کنید. حالا تا کی

بتونم ادامه بدمش خدا میدونه!

راستی4* یادم رفته بود بگم اون روز که رفدیم مرکز بهداشت, خانومه ای که اونجا بود بهم گفد: خانوم

شوما چقد تغییر کردین از دفعه قبل که اومدین اینجا! هیچی دیگه! انگار تو دل من 6 تا توشله ( همون تیله

قرتیا ) ول کردن! آی خوشمان آمد که همونجا میخواستم خانومَ رو یه مـــــــــاچی بکنما!

دیگه اس.لام دست و پامُ بسته بود...

راستی 5* ملی جون ( مامان میکایئل ) خوب کجایی؟ یه خبری از خودت بده رفیق! دلم برات تنگ شده!

برای میکایئل جون! 

***من دارم میرم خونه مامانم! تا شب نیستم! ناهارم درست نمیکنم که عکسشو بذارم. شب میام

پیشتون :) ***

بعدا نوشتم: ***رفتم خونه مامانم نبودن برگشتم پیش خودتون! جیگرای من!! میگن مال بد بیخ ریش

صاحبشِ! منُ میگنا!***

ادامه مطلب مخصوص مشهدیاست...

یکی بهم گفت مِری کریسمس
.
.
.
.
.
.
.
گُفتُم نِه نُمُروم وَلی
اَگِه شُله بِدَن مُرُم ;)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

Windysmith
12 دی 91 7:29
ادامه مطلبت عالي بودخيلي باحال مينويسي. مارو به خاطر همينقدر برف تعطيل كردن. راستي ايميلتو بده برات عكس غذاهارو بفرستم. من خودم درست ميكنم ازشون عكس ميگرم.


ها میبینی جانِ ما؟ ای شله خوردن ما مشهدیا یَم خوب سوجه ای رفته ها!! هِی ما رِ دست مِندازَن!
باشه ّبَرَت مِذِرُم خصوصی
مامان چشم عسلی
12 دی 91 9:08
دیگه فوق فوقش ده روز مونده شله بخوری پس بجنب از دوست و اشنا ادرس بگیر برای ما هم بفرست البته ادرسو چون میدونم یحتمل شله ای که بدست شما دوست عزیز برسه به ما ظرفش رو هم نمیدی
با تشکر :یه شله خور حرفه ای


خدمتتان عرض کُنُم که: مایَم بدتر از شما شله خور بودِم یک روزی! ولی 4 ماهی مِشِه که دو ملاقه بیشتر نُمُخُورِم! به خاطر مسائل تیپُ قیافه! لامصب چه کار کُنِم؟ از قدیم گفتن: مو رِ بوکوش ولی خوشگلُم کن! اینا حالا شده حدیث ما!
مامان چشم عسلی
12 دی 91 9:11
بیا بنویس عزیزم بیا جانم من به شخصه قول میدم تنهات نگذارم(لاوو حال کردی البته بیشتر لاف بود تا لاو) در ضمن منظور اون خونه بهداشتیه از فرق کردی چی بود به محیط و مساحتت اضافه شده یا کم شده چون هردو عوض شدنه ولی این کجا و اون کجا


فدای محبت شوما! لُطُف دِرِن! پس شومایَم اراجیف پِسَندِن مثل مو؟ ای نِـــــــــــه! خانومِ منظورِش ای بود که ینی خانوم چی مقبول رِفتِن! دفه قبل که آمدِن با خودِما گفتِم ایـــ تانکِ کیه دِرِه میِه؟
نرگسی
12 دی 91 12:05
یه غذای مرغی هست که مامانم خیلی خوب درست میکنه . من اسمشو گذاشتم قاتی پلو .. پیاز داغ میکنی و ادویه و رب و بعد مرغ ریش ریش شده ونخودفرنگی و هویج خلالی سرخ شده و زرشک و زعفرون و یه کم اب اضافه میکنی بهش بعد این مواد رو لا به لای برنج آب کش شده میدی و دم میکنی ..میتونی هم همه ی این مواد رو جدا جدا موقع دم کردن بریزی لا به لای برنج . خوشمزست ..


من جون میدم برای قاتی پلو! هر چی دستم برسه میریزم توش! البته یک یا دو تا عصاره مرغم میریزم توش! عالی میشه!
نرگسی
12 دی 91 12:11
یکی دیگه هم هست که تیکه های مرغ ( نه فکر کنی که تیکه هاش مثل جوجه نه همونجوری که یه مرغ رو 4تیکه یا 8تیکه میکنیم ) رو از قبل مزه دار میکنی با نمک و فلفل و زعفرون . بعد برنج رو رو آبکش میکنی و تو قابلمه ای که میخوای برنج رو دم کنی روغن میریزی و مرغهارو مثل ته دیگ میچینی ته قابلمه و بعد برنج آبکش شده رو میریزی روش و دم میکنی . مرغ ها هم سرخ میشه و هم میپزه . 45 دقیقه تا 1 ساعت باید بپزه .. خیلی خوشمزه میشه برنج هم بوی زعفرون میگیره خیلی هم عالی ..


وای معلومه خوشمزه میشه! مرسی واسه مهمونی هم خوبه! چه خوشمزه منم دلم خواست الان!
مامان اراد
12 دی 91 12:31
عکسای اتلیه که خودت توش هستیو میخام.ایمیل کن برام کشتی مارو با این سریالت.یه عکساتو لاغرت کردم خیلی خوشگل شدی بده تا اینارم درست کنم همشو ایمیل کنم برات زهره جوووونم


تو چرا گیر دادی به عکسای من؟ به جای این کارا وبلاگ پسرتُ تند تند آپ کن! من که خودم لاغر هستم باژه میدم بهت
شهرزاد
12 دی 91 12:34
ینی تموم شد.من عاشق شما شدم رفت مامانه کوروشکسی که گوگوشو دوست داره ینی خیلی خوبه.گوگوشیه دونس من دیگه نمیتون مادامه بدم اشک تو چشام جمع شده یه دستامل بدین به من.راستی 2:اون آهنگه اسمش هیاهو بید رسیدگی کنید


به جمع عشــّاق من خوش اومدی ( شکلک یک زهره که خیلی چندش شده الان ) واقعا صداش و حالاتش و چهرش دوست داشتنیه! باژه حالا یعنی خیلی تو بلدی اسم آهنگا رو؟ خوش به حالت!
Windysmith
12 دی 91 13:42
زهره خانُم ايميلتو كه بَرام نِذِشتي نَنِ. ها مُيُم بچه مِشِدُم. خيلي شله دوست دارُم. هِي مارو مسخره مكنن.
(آيكن يك مترجم و ويندي مشدي)


خایلوخوب وقت نِکِردُم! تو چی میگی دیگه؟
فاطمه و فائزه
12 دی 91 14:29
ای مشهدی عشق شله!!!!!!!!!!
خوب از لهجه نابت استفاده کردی ها!!!!!!!!
ولی خب خداییش شله خیلی خوب چیزیه..
بهترین شله ای هم که خوردم خونه دایی جونمه روز عاشورا...



قوربون شوما! چقد با کلاس حرف مِزَنِن! ها خوب چیزیه! ولی مو بعدش هم سر دلُم موسوزه! فک کنم تُرُش مُکُنُم!
شله های داییتان که بــــــــله!
مامان چشم عسلی
12 دی 91 14:31
نمدونم متونم مث شوما مشدی بیم یا نه؟آخه مو همچین مشدیم که نیستوم ولی اراجیف پسند خوب اومدی وقت کردی طرف مو هم بیا خوشحال میرم
تازه خصوصی هم داری


کار هر خ....ر نیست خرمن کوفتن! آبجی! تلاش نکن! بهتا نمی یه!!
طرفتا آمدُم نبودِن! رو در خانتا نوشتُم: آمدِم, نُبودِن, رفتِم
قندک بانو
12 دی 91 14:32
به به این همه انرژی
الهی بگیردم که مامانت اینا نبودن
میبینم که همینجوری داری از خودت هنر در میکنی من ازون ته چینه میخوام


انرجی نداشته باشُم چی داژته باژُم خواهــر! الان که با این بچه مثلا انرجی دارُم وضعم اینه!
خدا از دست کوروش دیگه خــــــــــدا! ته چینم کجا بود حالا!! تو رو کجای دلم بزارُم دیگه؟
مامان چشم عسلی
12 دی 91 14:33
میگم مهمونی معلما یعنی چی ایا؟همکارای همسریتون؟ایشون مدیرند یا معاون؟ایشون تو چه مقطعی هستند لطفا؟اندر احوالات یک خواننده سوپر کنجکاو
مامان اراد
12 دی 91 16:27
زبون که نیستتتتتتتتتتتتتت ماره فقط بلده نیش بزنه.
بخورم اون زبونتو
بروووووووووووووووووو خدا رو شکر من مرد نشدم و زن من نشدی زهره..........
فقط حال میکنم کار خدارو خره
حالا بگو چی؟
نخودچی
اینکه خدا یه گل پسر آتیش پاره بهت داده که جررررررررررررررررررررررررررررت داده چه جوررررررررم بنازمش میخامش هزارتا.اینارو به شوخی میگما یه وقت گریه نیوفتیا عزیزم؟؟؟؟نیشتم ببند زشته
به پسمل من میگی مورچه؟برااااااااااات دارم زهره خره حالا ببین کجا بذارم تو کاست خانومم


خدایا شکرت که این مرد نشد و منم زنش نشدم
خوب ژد الان؟ پستی که میخوام بنویسم و بخون دلت کباب شه برام بعدشم خُنک شه! پسمل تو که خوگشِلِ منه!
mamane Ali
12 دی 91 16:40
بله .. اهههم ! اومدم نظر بدم که خر نباژم !!!! یعنی یکی اینو بگه که استاد نظر دادن تو وبلاگای بقیه باشه ! والا !
وقت ناهارت که دیگه گذشته ولی یه غذای مرغی غیر برنجی هست که من خیلی دوست میدارم ، یه بار درست کن ضرر نداره ..
فیله مرغ رو تیکه تیکه کن ، ( تیکه هاش نصف تیکه جوجه ) پیازچه ، فلفل دلمه ای رنگ وارنگ (البته اگه پیدا کردی، نکردی همون سبزش فقط) به صورت خلالی (!) ، ذرت ( از این کنسرویا) با قارچ رو همه با هم بریز تو ماهیتابه و درش رو بزار البته با یه کم روغن .. در حال پختیدن نمک و فلفل و آویشن اضافه کن و آخرش پنیر پیتزا اضافه کن و تا پنیر آّب شد بریز تو ظرف .. موقع سرو میتونی سس فرانسوی روش بریزی .. با سالاد کلم .. اسم این غذاهه "فاهیتا" میباشد .. یه غذای لبنانیه .. خیلی هم سریع آماده میشه .. این بود دستور غذای ما ! من هر وقت مهمون دارم این غذا رو هم درست میکنم چون هم جدیده هم لذیذ و هم سریع و مهمونام با ذائقه های مختلف خوششون اومده!

راستی 1 * منم خیلی ذوق مرگ میشم با چیزای کوچیک ! خوشحال کردنم خیلی کار آسونه و متاسفانههه خیلی زود هم ناراحت میشم مخصوصا مخصوصا از کسایی که دوستشون دارم ( برعکس ملت) می دونی یه جورایی توقع ندارم کسایی که دوستشون دارم ناراحتم کنن ! کلا اشکم دم مشکمه ! یعنی کافیه بابام بهم بگه بالای چشمت ابروه !!

راستی 2 * خیلی دوست دارم صبح ها زود بیدار شم !!!! واقعا 5 صبح بیدار میشی؟؟؟ من تازه اون موقع ها میخوابم

راستی 3 * از ترانه های خواننده های زن ایرانی خوشم نمیاد خوب! البته تازگیا کلا آهنگ ماهنگ و ترانه مرانه رو بیخیال شدم !

راستی 4 * این همه بهت گفتم لاغر شدی و فرق کردی ، دلت نخواست ماچم کنی ؟!!!



نظر نمی ذاری نمی ذاری نمی ذاری! وقتیم میذاری رکورد میزنیا!! دستت درد نکنه با این غذای باحالی که نوشتی! حتما یه بار درست میکنم. من کلا پایه ی غذاهای جدیدم. یا بهترِ بگم خدمتتون کلا پایه غذا هستم.
الان تو منی یا من توام؟من کلا یکی برام یه دونه پیاز بخره ذوق مرگ میشم از خوشحالی!منم از کسایی که دوست دارم خیلی زودترم ناراحت میشم. کلا من ادم احساساتی هستم
تازه یه هفتست که شبا 11 شب میخوابم, 5 صبحم ناخوداگاه مثه فنر از جام میپرم. با اشتیاق اینترنت! زیاد نگران نباژ! منم مثل خودت خفاش شب بودم الان توبه کردم مثلا!
تو که مــــــــــــــــاچی نمی دی به ما خوشگله!!؟
Windysmith
12 دی 91 19:35
برات فرستادم. فقط قبل از اينكه بري ايميلتو چك كني سعي كن ام خورده باشي كه ضعف نكني


وای چقد خوشگلن! به نظر خیلی خوشمزه میان! دلم میخواد خوب! با منِ پیرزن رژیمی نکن این کارو


اون ظرف سبزِ و قابلمه چدنِ چیَن؟ شبیه شله زردِ ولی میدونم شله زرد نیست!
شهرزاد
12 دی 91 19:40
نگا اصن انقد تحت تاثیر قرار گرفتم تو 1 پاراگراف 40 تا غلط املایی داشتم.آره خوب من یه دوست دارم شب و روز گوگوش میکشیمگاهی تزریقم میکنیم


میدونی چقد مغزم درد گرفت تا تونستم کامنتتُ بخونم! احساساتتُ کنترل کن خووووووو! مغز من که مسئول احساسات شما نیست بچه جون!کی بیایم ببندیمت به تخت پَ؟
sabas
15 دی 91 13:14
منم گاهی وقتا عسک غذاهام و میذارم
خواستم خبر بدم
اون پسر خوشملتم از طرف من بببوووووووس


مرسی که خبر دادی! شوما که نمیدونین شکمو بودن چه بد دردیه
مربم مامان عسل
16 دی 91 18:27
زهره اونجا که به شهرزاد گفتی به جمع عشاق من خوش امدی یاد رحیم جان افتادم!!!!
خخخخخخخخخخخخخخ
یعنی من با این همه مشغله باید بیام کامتهای پستهای تورو هم بخونم ها!
در این حد عزیزی!
مردم از خنده با این با لهجه نوشتنت!
مخصوصا اونجا که نوشتی سردلم موسوزه ترش مکنم!
هههههههههههه
خدا مرگت نده!


گفدی رحیم جانُ کردی کبابم! همچی میگه مشغله میگی داره پروپزالِ دکتری رو کار میکنه! بیشین بینیم بَ بَ! عروس ما رو خوب نگه داری! خوب سر دلوم موسوزه شله موخوروم ها!