یه روز برفی دیگه+ یه عالمه ترشحات ذهن پر رفت و آمد مامی
ساعت 5 و نیمه صبحه! نیم ساعتِ بیدار شدم و البته خیلی ام پر انرژی!
خدا رو شکر!! خیلی ناراحت بودم زیاد میخوابیدم. البته به جاش عصرا دو ساعتی میخوابم. ولی بازم بهتره!
اول میرم دو
لیوان آب میخورم. بعد مسواک, بعد میرم جلوی پنجره!
باز برف اومده! آخ جووووون! من عاشق پاییز و
زمستونم! و از تابستون بیزارم. با اینکه خودم متولد اوج تابستونم, ولی از گرمای بیش از حدش بدم میاد. ![]()
دیروز عصر که خواب بودم با یه صدایی که عاشقشم از خواب بیدار شدم.
کوروش و
محمد تو هال بودن! محمد یه سی دی آهنگ جدید گرفته بود. همه آهنگای گو.گو.ش!!! مثل بچه ای که
مامانشُ دیده باشه از رختخواب پریدم بیرون و دویدم سمت تلویزیون!!
صداشو بلند تر کردمُ از ذوق زدگی بیش از حد نیشم مثل این شده بود..gif)
چقد من دوسِت دارم گو/گو.ش خوشگلم. کوروش و محمد تو هال بودن! و از این کار من ذوق زده شدن! ![]()
من با چیزای کوچیک خوشحال میشم و بی نهایت خوشحالیمُ نشون میدم که طرف همش از این کارا
برام بکنه!
و البته عقیده دارم من نباید پایانِ یک زنجیره خوبی باشم. منظورمُ متوجه میشین؟ (
یکی خوبی میکنه بعد منِ نوعی اینقد بداخلاق و بی تفاوت رفتار میکنم که از کارش پشیمون میشه ) و
البته خیلی زودم ناراحت میشم و این بده!
چون خودم سعی میکنم کسیُ ناراحت نکنم و انتظار دارم
بقیه هم همین تلاشُ داشته باشن!
ولی باید یاد بگیرم بی توقع باشه هر کاری انجام میدم.
بمــانــــــــــــد!
نمی دونم کی به من گفته هر روز باید یه چیزی بنویسی!
ببخشید چرت و پرتای منُ میخونین و تحمل میکنین!
در حال حاضر که نه می تونم ادامه تحصیل بدمُ نه برم سر کار, خانواده و لبتاپم هستن که دلم بهشون خوشِ! همین آشپزی کردنا! ![]()
همین شماها! با شماها خندیدن! این که با خوندن بعضی نظراتتون غش میکنم از خنده!![]()
این که 10 بار آخرین نظرات
خوانندگانمُ چک میکنم تا سریع جواب بدم و تایید کنم. همین شماها! دوستون دارم. ![]()
از شوخی ای که تو پست قبل کردم معذرت میخوام. دوست ندارم کسی ازم ناراحت شه!![]()
ولی حالا جدا کدام بهتر است؟ خر باژم یا نباژم؟ 
![]()
حالا نمیدونم ناهار چی درست کنم! یه غذای مرغی میخوام!![]()
****ممکنِ تا شب به این پست همینجوری چیز میز اضافه شه! البته بیشتر خاله زنکیه! مثل هر روز!
راستی 1* میگم بچه هایی که وبلاگ دارین یا اصلا ندارین! یه ایمیل که دارین؟ بیاین از این به بعد
غذاهایی که درست میکنیمُ بذاریم تو وبلاگامون یا به من ایمیل کنین تا من بذارم تو وبلاگم! باحاله ها! از
هم چیز یاد میگیریم. موافقا دستا بالا![]()
راستی2* دارم اهنگِ * هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریستِ* گو.گوشِ نازنینمُ گوش میکنم.
من به زندگی شخصی آدما کاری ندارم, جون به خودشون مربوطِ! من از هنر این خانوم زیبا بی نهایت لذت
میبرم و بهش احترام میذارم. ما بتونیم مسائل شخصی خودمونُ درمان کنیم خیلی هنر کردیم.نه؟![]()
![]()
![]()
راستی 3* خیلی پرت و پلا مینویسم. چون میخوام هرچی به ذهنم میرسه رو ثبت کنم. ببخشید برای هر
کی عذاب آوره خواهش میکنم وبلاگمُ خیلی راحت ببنده و بره پی کارش.مرسی!
میدونین وقتی
مینویسم دیگه هیچی اذیتم نمیکنه! خیلی خوبه!
به شمام پیشنهاد میدم امتحان کنید. حالا تا کی
بتونم ادامه بدمش خدا میدونه!![]()
راستی4* یادم رفته بود بگم اون روز که رفدیم مرکز بهداشت, خانومه ای که اونجا بود بهم گفد: خانوم
شوما چقد تغییر کردین از دفعه قبل که اومدین اینجا! هیچی دیگه! انگار تو دل من 6 تا توشله ( همون تیله
قرتیا )![]()
ول کردن! آی خوشمان آمد که همونجا میخواستم خانومَ رو یه مـــــــــاچی بکنما!
دیگه اس.لام دست و پامُ بسته بود...![]()
راستی 5* ملی جون ( مامان میکایئل ) خوب کجایی؟ یه خبری از خودت بده رفیق! دلم برات تنگ شده!
برای میکایئل جون!
***من دارم میرم خونه مامانم! تا شب نیستم! ناهارم درست نمیکنم که عکسشو بذارم. شب میام
پیشتون :) ***
بعدا نوشتم: ***رفتم خونه مامانم نبودن برگشتم پیش خودتون! جیگرای من!! میگن مال بد بیخ ریش
صاحبشِ! منُ میگنا!***![]()
ادامه مطلب مخصوص مشهدیاست...![]()
یکی بهم گفت مِری کریسمس
.
.
.
.
.
.
.
گُفتُم نِه نُمُروم وَلی
اَگِه شُله بِدَن مُرُم ;)



یه روز برفی دیگه+ یه عالمه ترشحات ذهن پر رفت و آمد مامی
