شب سخت
سلام دوستان گلتر از گل خودم ! نی نیاتون خوبن؟ آقاهاتون چطور؟ خوب خدا رو شکر, من که همچنان با این ویروس گوگولی مگولی دست به گرببانم. از چهارشنبه بگم که تصمیم داشتم برا کوروش لباس تو خونه ای بگیرم چون همه لباساش یا خراب شدن یا کوچیک. یه خورده هم خونه خرید داشت. خلاصه رفتیم و قبلشم یگانه از خونشون زنگ زده بود که مامانم و بابام دارن میرن دکتر شما بیاین اینجا. دیگه ما تا راه افتادیم و من از نزدیک خونه خواهرم خریدامونو کردم و لباس برا کوروشم همچنین. شد ساعت 9 شب و بعدشم که رفتیم پیش یگانه جونی. ازمون پذیرایی کرد عشقم و منم رفتم کمدای حمیدرضا جونم و دیدم و چقدم خوشگل بود همه وسایلش. مامانی جونش براش یه مینی واشر هدیه داده بود. حالا تو وبلاگش...
نویسنده :
مامانی
19:05











