سرماخوردگی من و کوروش
بهترینم سلام
عزیزم چند روزی هست که تو سرما خوردی. البته فکر می کنم چون گلوت خلط داره و موقع شیر خوردن راحت
نفس نمی کشی. منم بهت دیفن هیدرامین میدم. دیشب تا ساعت 2 نخوابیدی و می خواستی بازی کنی.
خدا رو شکر واکسنت زیاد اذیت نکرد نه منو نه تو رو.
فقط ساعتای 2 اینا بود که دیدم بیدار شدی و داری
با خودت حرف می زنی منم گرفتم خوابیدم و نیم ساعت بعد بیدار شدم و خوابوندمت.از دیشب گلوم کمی
درد می کرد و می دونستم که مقدمه ی یه مریضی بده. دیگه صب که بیدار شدم داشتم خفه می
شدم.آموکسیسیلین خوردم و با آب نمک گلومو شستم که دیدم زنگ در حیاطه. درو باز کردم که مامان
ملی و دایی رضا بودن. راستی چند روز که با آرام پز از شب غذا درست می کنم و ساعت 12 ظهر یه
غذای آماده و جا افتاده داریم. دیشبم قبل از خواب آبگوشت درست کردم و ظهر دیگه آماده بود و مامان
ملی که اومدن نهارم نگهشون داشتم و چند تا پاچینم داشتیم درست کردم. بابا هم ساعتای 2 2و نیم
رسید.راستی نون نداشتیم همین که گفتم نون نداریم دیدم تو و دایی رضا غیبتون زد. باهم رفته بودین نون
و سبزی خریدین. فک کننننننن با همون لباسااااااااا
چی بگم به این دایی رضاااااا باز خوبه که هوا
گرمه.به غذایی که بهت می دم یه قاشق آب گوشت و یه زده تخم بلدرچینم اضافه کردم البته هر وعده
فقط 3 قاشق میدم بهت.
الانم که تو و بابا خوابین, نشستم عکسای کامپیوتر خاله انسی اینا رو دسته بندی کردم ( سیستم
رو آورده بودن که ویندوزشو محمد عوض کنه و عکساشو من دسته بندی کنم چون خونشون جا نداره
می خوان کامپیوتر و جمع کنن تا روزی که آقا یاسر دفتری بگیره و ببرنش اونجا ) دیگه الانم که تو خوابی و
بابا هم تو اتاق تو خوابه. ساعت 7 ایشالا می خوام برم دکتر چون هر لحظه داره مریضیم بدتر می شه.
می خوام به دکتر بگم بهم آمپول بده که زود خوب شم. اینام عکسای تو و دایی رضا
ادامه مطلب لطفا



اینم آقا کوروش در حال موز خوردن




سرماخوردگی من و کوروش
