شب سخت
سلام دوستان گلتر از گل خودم ! نی نیاتون خوبن؟ آقاهاتون چطور؟ خوب خدا رو شکر, من که همچنان با این ویروس گوگولی مگولی دست به گرببانم. از چهارشنبه بگم که تصمیم داشتم برا کوروش لباس تو خونه ای بگیرم چون همه لباساش یا خراب شدن یا کوچیک. یه خورده هم خونه خرید داشت. خلاصه رفتیم و قبلشم یگانه از خونشون زنگ زده بود که مامانم و بابام دارن میرن دکتر شما بیاین اینجا. دیگه ما تا راه افتادیم و من از نزدیک خونه خواهرم خریدامونو کردم و لباس برا کوروشم همچنین. شد ساعت 9 شب و بعدشم که رفتیم پیش یگانه جونی. ازمون پذیرایی کرد عشقم و منم رفتم کمدای حمیدرضا جونم و دیدم و چقدم خوشگل بود همه وسایلش. مامانی جونش براش یه مینی واشر هدیه داده بود. حالا تو وبلاگش...
نویسنده :
مامانی
19:05
سرماخوردگی من و کوروش
بهترینم سلام عزیزم چند روزی هست که تو سرما خوردی. البته فکر می کنم چون گلوت خلط داره و موقع شیر خوردن راحت نفس نمی کشی. منم بهت دیفن هیدرامین میدم. دیشب تا ساعت 2 نخوابیدی و می خواستی بازی کنی. خدا رو شکر واکسنت زیاد اذیت نکرد نه منو نه تو رو. فقط ساعتای 2 اینا بود که دیدم بیدار شدی و داری با خودت حرف می زنی منم گرفتم خوابیدم و نیم ساعت بعد بیدار شدم و خوابوندمت.از دیشب گلوم کمی درد می کرد و می دونستم که مقدمه ی یه مریضی بده. دیگه صب که بیدار شدم داشتم خفه می شدم.آموکسیسیلین خوردم و با آب نمک گلومو شستم که دیدم زنگ در حیاطه. درو باز کردم که مامان ملی و دایی رضا بودن. راستی چند روز که با آرام پز از ش...
نویسنده :
مامانی
11:31
این روزهایم از خنده های تو شیرین تر است با چشمهای تو...
کیت کت مامان سلاممم دیشب چون می خواستیم بریم دکتر بابا گفت تو رو 10 دقیقه بذاریم خونه مامان اعظم و بریم درمونگاه که سر کوچه اوناست. من قبول کردم. ولی وقتی بدون تو راه افتادیم اشکام مثل ابر بهاررررررر می ریخت. آخه پاره تنم الان 13 ماهه زیباترین ملودی زندگیم صدای نفسهای تو شده. گفتم تو رو خدا برگردیم کوروشم و می خوام فقط. ولی بابا برنگشت گفت کوروش تو درمونگاه مریض می شه. خلاصه رفتیم و نوبت گرفتیم و نوبتم شد و به دکتر گفتم یه نی نی دارم می خوام زود خوب شم. اونم جات خالی یه آمپول یک میلیون و دویست با یک بتامتازون نوشت و چند تا قرص و شربت. و گفت دو تا آمپولتم همین امشب بزن. خلاصه رفتیم داروها رو گرفتیم و برگشتیم (...
نویسنده :
مامانی
7:21
واکسن 4 ماهگی پسرم
امروز من و بابای کوروش رفتیم مرکز بهداشت و واکسن پسرم زده شد. الان بعد از یه عالمه گریه عشقم خوابید. البته قطره استامینافن هم دادم بهش وزن : 8 کیلو از ماه پیش 200 گرم کم کرده اینقد که بازیگوش شده. ولی نرمال بود قد: 68cm, دور سر: 44 اینم عکس قبل از رفتن به مرکز بهداشت کوروش واکسن زده و خوابیده قند عسلم ...
نویسنده :
مامانی
12:01
8/2/91 مهمانی روز معلم که به علت احتمال زایمان انسی جون 4 روز زودتر برگزار شد+ کوروش 4 ماهه من
سلام عزیزان من چون خیلی خستم و در حالتی نا متوازن دارم تایپ می کنم زود می گم و میرم. امشب خونه آقای بامشاد صاحب مدرسمون ( البته برای من مدرسه سابق ) جشن روز معلم بود. و خیلی ام خوش گذست الحمدلله. امروز کوروش من 4 ماهش تموم شد و وارد 5 ماه شد. وای که چقد این روزای شیرین با کوروش بودن داره زود می گذره. فردا صبحم باید بریم واکسنشو بزنیم. یااا خدا نگران پسرکمم که الان از همه جا بیخبر راحت خوابیده عزیزم. حالا چند تا عکس: ...
نویسنده :
مامانی
2:11
6.2.91 خونه ی عمه نسرین
مامان زهره-کوروش- و آرتین ناز نازی ( نوه ی عمه نسرین جون بابا محمد ) ...
نویسنده :
مامانی
23:12









