بیمه امام رضا ( ع )
امروز ساعت 10 بیدار شدیم. محمد خونه بود. صبحانه خوردیم و محمد رفت و من به کوروش غذا دادم و یکم جمع و جور کردم و شد ساعت 2 شروع کردم به درست کردن ماکارونی که خیلیییییی خوشمزه شد. 3 ناهار خوردیم و من از صب دلم میخواست با کوروش و کالسکش یه جایی بریم. زنگ زدم به مامی جونم و قرار گذاشتیم که بریم حرم. اول قرار بود ساعت 6 من برم دنبال مامان و بریم ولی وقتی فک کردم دیدم اونوقت روز ترافیک بالاست و ممکنه جای پارک پیدا نکنم. پس زنگ زدم و گفتم 4 و نیم اونجام و تند و تند کارای خودمو کوروشو کردم و رفتم. الحمدلله زیارت خیلی خوبی بود و واقعا واقعا واقعاااا همه دوستای وبلاگی و غیر وبلاگی از ذهنم گذشتن مخصوصا نرگسی جون که از خدا خواستم به پاکی و غ...
نویسنده :
مامانی
22:43









