کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

قرقوروت خریدم اونم از نوع گوسفندی به به

1391/3/1 4:39
نویسنده : مامانی
1,050 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بر و بچ خوبین که؟ امروز نهار آش کوفته ریزه درست کردم! بسی خوشمزه بود و عصر بعد از خوردن چای عصرانه گفتیم کجا بریم؟ که تصمیم بر این شد که بریم خرید. رفتیم مرغ, شیر, عسل, خرما و سالاد شوری که ما بهش میگیم سالاد زمستونه, زیتون سیاه که من خیل, فرفوروتتتتتتت, پسته و بادوم هندی و تخمه و دو پرس جوجه کباب خریدیم. محمد برای ریحانه ( خواهرش ) هم مرغ خریده بود که بردیم دم خونه مامان اعظم بدیم بهشون که دیدم مامان اعظم با احمد تو ماشینن و تازه از جایی اومدن. من که کوروش رو پام خواب بود نشد پیاده شم ولی مامان اعظم اومدن دم ماشینو روبوسی و اینا بعد گفتن خونه دوستم بودم که گفته زهره خانوم که لیسانس روانشناسیه می تونه برا استخدامی اقدام کنه. هورا برا آموزگاری دبستان. این دوستشون تو اداره آموزش پرورش گردن کلفته. خلاصه منم زنگ زدم به این خانوم که گفتن اول که استخدام نمیشین ولی 1 سال که حق التدریس باشین احتمالا بشین آخ بعد گفت دبستان امام حسین که یکی از دبستانای عالی مشهده پذیرش داره. حالا منم فک نکنم برم چون دلم نمیاد پسرکمو جایی بذارم. ینی یه ربع نبینمش دلم تنگ میشه بماند که میشینم گریه میکنم.( چه مامان لوسی )زبان اینم عکسای امشب تو ماشین من و کوروش وقتی بابا رفته بود غذا بگیره 

ادامه مطلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

نایسل
1 خرداد 91 10:19
واییییییییییی دهنم آب افتاد ولی برو زهره جون استخدام میشی کلی خوبه بعدن پسرت بزرگ شه دیگه موقعیتش برات پیش نیاد شاید بعد خونه حوصله ات سر میزه
نایسل
1 خرداد 91 10:20
بعدشم شاید بتونی مرخصی ساعتی بگیری بری نی نی رو شیر بدی


فک کنم نرم عزیزم دلم نمیاد دیگه
نرگسی
1 خرداد 91 13:09
با اینکه قره قوروت دوست ندارم دهنم آب افتاد .. تو یعنی دیگه نخوابیدی ؟ یا برای ساعت 10 بیدار شدی ؟ من که همون موقع نمازو خوندم و رفتم خوابیدم وااااااای انقدر هم خوابای اجق و جق دیدم که داشتم از ترس سکته میکردم .. بوسسسسسسسسسسس برای کوروش طلا .. آش و خوراکی ها هم نوش جونتون باشه ..
یک عدد خانومی
1 خرداد 91 13:39
ماشاالله پسر!!!!!!! داره شبیه خودت میشه ها


امیدواری میدی؟ به قول ملی جون مامان میکائیل جون ژنتیک ما از هویج قدرتش کمتره خواهر :دی
mamane Ali
1 خرداد 91 20:21
منم میگم برو استخدام شو.. فرصت خوبیه کوروشی رو ببببببببوس
ملی مامان میکاییل
2 خرداد 91 0:39
من از وقتی حامله شدم دیگه نمی تونم چیز ترش بخورم
ماشالله عکسای امشب کوروش خیلی نازن
منم حسه تو رو دارم اسم کار میاد تنم مورمور می شه نمی تونم بچم رو از خودم دور کنم دکتر هلاکویی هم می گه بهتر بچه ها تا 2 سال اول پیش مادرشون باشن


هر جور فک می کنم میبینم نمی تونم پسرمو تنها بذارم