قرقوروت خریدم اونم از نوع گوسفندی به به
سلام بر و بچ خوبین که؟ امروز نهار آش کوفته ریزه درست کردم! بسی خوشمزه بود و عصر بعد از خوردن چای عصرانه گفتیم کجا بریم؟ که تصمیم بر این شد که بریم خرید. رفتیم مرغ, شیر, عسل, خرما و سالاد شوری که ما بهش میگیم سالاد زمستونه, زیتون سیاه که من خیل, فرفوروتتتتتتت, پسته و بادوم هندی و تخمه و دو پرس جوجه کباب خریدیم. محمد برای ریحانه ( خواهرش ) هم مرغ خریده بود که بردیم دم خونه مامان اعظم بدیم بهشون که دیدم مامان اعظم با احمد تو ماشینن و تازه از جایی اومدن. من که کوروش رو پام خواب بود نشد پیاده شم ولی مامان اعظم اومدن دم ماشینو روبوسی و اینا بعد گفتن خونه دوستم بودم که گفته زهره خانوم که لیسانس روانشناسیه می تونه برا استخدامی اقدام کنه.
برا آموزگاری دبستان. این دوستشون تو اداره آموزش پرورش گردن کلفته. خلاصه منم زنگ زدم به این خانوم که گفتن اول که استخدام نمیشین ولی 1 سال که حق التدریس باشین احتمالا بشین
بعد گفت دبستان امام حسین که یکی از دبستانای عالی مشهده پذیرش داره. حالا منم فک نکنم برم چون دلم نمیاد پسرکمو جایی بذارم. ینی یه ربع نبینمش دلم تنگ میشه بماند که میشینم گریه میکنم.( چه مامان لوسی )
اینم عکسای امشب تو ماشین من و کوروش وقتی بابا رفته بود غذا بگیره
ادامه مطلب











قرقوروت خریدم اونم از نوع گوسفندی به به
