دیشب کع مهمون اومد!
دیشب بعد از این که باهاتون درددل کردم, اومدم یه چرتکی بزنم چون شدیدا به خواب نیاز داژتم!
که مامان اعظم به محمد زنگ زد و گفتن دارن میان اینجا!
من مهمون
دوست دارما! ولی دیشب حالم خوش نبود. با کلی غر غر بلند شدم کمی مرتب کاری و اومدن! هیچی دیگـــــــه! کوروشَم که نهایت هنرنمایی هاشُ در زمینه شیطنت به کار برد.
شامم پیتزا گرفتیم. تا ساعت 12 بودن و بعدش که رفتن من شلیک شدم به سمت خواب.
اون وسطا خواهرمم زنگ زد که چرا خونه مامی شوی من نمیای 5 روز روضه دارن!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
( خواهرا چادِرارِ سرِ تان کُنِن! حاجاقا آمدن! )
بیا خودم کوروشُ نگه میدارم برات! دلم برات تنگ شده!
( اینُ نگفد ها! خودم استنباط کردم! ) یه همچی آدم متوهمی هستم من!![]()
چون میدونین من الان 2 هفته ای میشه در حبس خانگی به سر میبرم. کلا تابستون زمستون نداره, اهل
خرید رفتنُ خیابون گردی که نیستم! چیزی لازم داشته باشم با محمد میریم و یه اخلاقی که دارم اولین یا
دومین مغازه میخریم. اتفاقا خیلی ام خوب درمیاد. اینُ گفتم که بگم بیرون نمیرم زیاد. مگه خونه خواهری! مادری!
مادر شوعری! به به! خانوم که نیستم! دسته گلم
( همه اینا حرفای
منُ انسی بودا! )
به حضور پر گل و بلبلتون عارضم که منم از فرصت سو استفاده کردمُ پرده اتاق کوروشُ باز کردم و دادم مامان اعظم ببره درستش کنه!
( وقتی برای اتاقش پرده میگرفتیم در یک عمل جوگیرانه کل دیوارُ تا
پایین پرده زدیم. بعد الان میره پشت تختش و خیلی زشتِ! ) چند روز پیشم پرده ای که برای اتاق خواب گرفته بودم مامان اعظم دوختن و نصب شد. اینقد خوشگله! دوسش دارم.![]()
از همینجایی که نشستم از پرده عکس گرفدم! چه چیــــــــــزا! به خاطر یه عکس از جام بلند شم؟
اصراف در انرجی؟ ![]()


راستــــــــی1!* دیشب انسی یه خبر بد داد, میگفت دو روز پیش شیشه ماشینشونُ شکستن و موبایل
اپل و 250 تومن پولُ بردن! ![]()
![]()
راستی 2* شاید ناهار لوبیا پلو ( پلو با لوبیا چشم بلبلی و گوشتُ زعفرونُ پیاز داغ ) درست کنم!
بعدا نوشت: وای لوبیا پلویی شد خوشــــــمزه البته با شوری یا همون سالاد زمستونه خودمون!
بفرمایید ناهار

اینم پسر نازنینم که داره لوبیا پلو میخوره!فدات شم مامانیــــــــــــــــ![]()



عاشق این لبامــــــــــ

راستی 3* هر کی عکس غذاشُ میذاره بهم خبر بده بیام ببینم! اصولا من مشتاق حتی دیدن غذا
هستم. ببینین شکمو بودن دیگه تا چه حد ینی؟![]()
راستی4* خدا و 124 هزار پیغمبر یاری کنن! من عصر برم روضه ایشالا!
![]()
راستی 5* این بازیِ هر روزِ کوروش که کابینتارو میریزه بیرون! و منم دارم کارامُ همون حوالی انجام میدم!
عاقا کوروش داشت زودپز و مینداخت بیرون از قضا پای منم همونجا بود. چنان خورد روی پام که گریمُ
درآورد! الان روی پام به انداره یک مربع گنده سیاه شده! ![]()
ادامه مطلبُ تو فِیــــــــــــــس دیدم. بدجور به دلم نشست ![]()
دوسـت داشته شدن توسـط یه نفر یک هدیـه ست
دوسـت داشتن کسـی که دوست داره وظیـفست
امـــا دوسـت داشته شدن توسط کسـی که دوسش داری زندگیـه !!



دیشب کع مهمون اومد!
