کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

مریم جونم میاد با یه بغل عسل... :*

1391/10/4 17:58
نویسنده : مامانی
400 بازدید
اشتراک گذاری

امروز قراره مریم جونم بیاد خونمون! داشتم کیک می پختم که یادم اومد ای وایــــــــــ! نه اون آدرس منُ

داره و نه من بهش دادم!!! حالا این که خوبه تلفن خونه خرابِ! گوشیمم که به لطف کوبوندنای کوروشی

ترکیده!!! حالا من نمی دونم چجوری آدرس خونه رو به مریمی بدم!!

 بعدا نوشت: خدا رو شکر مریم به گوشی محمد زنگ زد!!! آفریــــــن دخیِ باهوشـــــــ!قلب

 

       امروز خیلی خسته شدم! نه به خاطر کار زیاد چون هر کار میخوام بکنم کوروش زیر دست و پامه

اینقد ازم انرژِی گرفته میشه که نگو! دیشب باز تا صبح خوابم نبرد. وبگردی و فی/س بوقُ...

ساعت 7 بلند شدم چایی گذاشتم. غذای ظهرم آماده کردم ( پختن مرغ در یک کیلو نمک ), خمیر پیتزارو 

آماده کردم برای شب و ژله میوه هم درست کردم. بعد از جمع و جورای همیشگی و تکراری  و دادن

صبحانه به کوروش اومدیم با هم خوابیدیم. تا ساعت 2 که بلند شدم ناهار و آماده کردم و خوردیم و

مشغول درست کردن کیک شدم.وایــــــ  کوروش 10 بار کابینتا رو بیرون ریختـــــــ! باز جمع کردم. دستشو

کرد تو سطل آشغال! از این ور رفت به اون ور! دیگه الان  که ساعت نزدیک 6ِ و من تونستم بشینم!

راستی کیکم خوشمزه شد ولی ظاهرش خوب نشد! چون عجله کردم و زود از فر درش آوردم! برا همین

به تیکه های کوچولو کوچولو تقسیمش کردم و گذاشتم تو ظرف در دار! خوبه باز با مریم رو در بایسی

ندارم. البته من با هیشـــــکی رودربایسی ندارم! به انسیم گفتم بیاد. نمیدونم میاد یا نه

راستی امشب شاید 6 تا از عکسا به دستم برسه. حتما میذارمشون. پس منتظر باشید.

** مریم من هر روز همینه کارم فک نکنی به خاطر اومدن تو تو زحمت افتادم. قلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

یه دوست
4 دی 91 18:45
دقیق نمیدونم ولی از میثمک یادمه
پیشنهادمیدم به بقیه دوستات همین پیشنهادروبده ببین چجوری یافتنت
من وخانمم درحال وبگردی بودیم که به کوروش جونت رسیدیم
ازنوشته هات وعکسهای کوروش خیلی لذت بردیم
که خانمم گفت ببین زهره خانم رمز میده تا مطالب رمزدار رو بخونیم؟



متاسفانه چون مطالب رمز دارم همه شامل عکس های شخصی خودم هستن نمی تونم رمز بدم بهتون! امیدوارم درک کنین دوست خوبم به خانوم هم سلام برسونید.
هیراد و عمه لیلاش
4 دی 91 19:17
*سلام ، امیدوارم یلدا بشما خوش گذشته باشه * من در مسابقه سوگواره محرم اتلیه سها به رای شما نیاز دارم لطفا به وبلاگم بیایید ادرس مسابقه لینک در قسمت پست ثابت میباشد قول میدم ٣٠ ثانیه بیشتر از وقت نازنینتونو نگیره منتظرکمکتون هستم دوستای خوبم راستی اگر قبلا به کوچولوی دیگه ای رای دادید میتونید دوباره برید و به هیراد جون رای بدید
Windysmith
4 دی 91 23:05
اميدوارم با مريم جون و عسلي اوقات خوب و به ياد موندني داشته بشين. همينطور با خواهرتون اگر اومد. عكساي آتليه اي با چدر خواهرتون يادت نره


خوش میگذره با دوستان همیشه خواهرم نیومد

تازه خواهرم میگه من چادرُ خوب گرفتم تو بد عکس گرفتی!
ینی اعتماد به نفست از پهنا تو شُشُم آبجی