کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

امروز دل من هوس لازانیـــا کرده :دی ( عکس اضافه شد )

1391/10/4 4:25
نویسنده : مامانی
330 بازدید
اشتراک گذاری

اینجا آشــپزخونه! کوروشــ مثل یه فرشــته خوابیده! تبــ آشپزیم بالا گرفته و دارم

لازانیــا رولی درست میکنم!

آی لاو یو پی ام سی! 

پ.ن* تو فرِ! پخته شد عکس میگیرم

اینم عکسش! ( زیاد خوشگل نیست ولی فوق العاده خوش مزه بود و البته پــــــر کالری! و خیلی ظرف

کثیف کن!! ولی ارزشــشو داشت! )

پ.ن1* وایـــــــــــــــــ ورقه ورقه شدم از خنده! خدا مرگت نده مریم این چه وبلاگی بود بهم نشون دادی؟

نصف شبی دلمو گرفتم الانِ که محمد و کوروش بیدار شن! جان ما یه نگاه به این وبلاگ بندازین!!!! (

کلیک) مریم خدا خیرت بده اینقد خندوندی منُ! خیلی وقت بود این قد نخندیده بودم بوخودا!!!

به اولین پیوند دوستانشم توجه کنین جان ما!!!! و همینطور قسمت معرفی 

وبلاگشوووو

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

شهرزاد
3 دی 91 17:12
بعد بگین من هنرمند نیستم.همین ارده کلی هنر میخواد


نیستم به خدا! ولی هیجان تو آشپزی رو دوست دارم. خدا خیر بده کسایی که وبلاگ آشپزی میزننُ
مامان اراد
3 دی 91 18:04
سلام شکم گنده جونم خوبی؟حالا بخور هی تا این نیم کیلویی که کم کردی:
دوباره برگردهD
عکسو تو ایمیلت دیدی؟خب نظر؟؟؟؟؟
عکسای اتلیه رو بگیر دیگه کشتیم از بس انتظار کشیدممممم


زین پس به جای واژه شکم گنده بگویید دسته قابلمه! اگه من و قابلمه فرض کنی پهلوای کصافطم میشن دسته هام! آب نمی شن!!
ها دیدُم!! خیلی هنرمندی بابا! نوک موهامو یه ذره قرمز کرده گفتم الان چیــــــــــ کار کرده!!
گغته فردا 2 تاش آمادست! یعنی 6 تا عکس در 2 تا شاسی
ببینم میتونم فایل همشو ازش بگیرم



یه دوست
3 دی 91 20:50
آخ جون لازانیا
منکه عاشقشم
نوشته های قبلی روکه خوندم رمزدار هم بود
کی به مارمزمیدی؟


وای کاش میشد بررات درست کنم! خوب من اصلا نمی دونم آقایی یا خانوم.چه جوری بهت رمز بدم؟ حق بده بهم


فاطمه
4 دی 91 0:37
سلاااام...خوبی خانومی؟کوروشی خوبه؟... خدارو شکر...
زهره جون میدونی که مشتری وبلاگتم
پس تو هم ازین به بعد اگه دوست داشتی حتما به وبلاگ ما سر بزن... لینکت کردم....لینکم کن!!!!


آفرین چه وبلاگ خوبی دارین! حتما لینکتون میکنم!
مامان اراد
4 دی 91 6:28
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییی صورتتو ندیدی پس منه خرو بگو البته دور از جونم براکی وقت گذاشتم فقط برو دعاکن به دستم نیوفتی زهره که دیگه دیگه دیگه


دستت درد نکنه عزیزم. شوووووووووخی کردم.در عین حال که خیلی بی خود بود خیلیم خوب کار شده بود. البته خود سوژه خوب بوده
تهمینه
4 دی 91 13:09
سلام دوست خوبم ! چقدر جالبه که اسم پسر و شوهرامون مثل همه ! خوشحالم کردی بهم سر زدی ، امیدوارم بیشتر با هم آشنا بشیم ! کوروشه نازتو برسون و به آقا محمدرضا سلام برسون


آره خیلی جالبه تهمینه جان! بیا یا شما اسمتو بذار زهره یا من بذارم تهمینه! چطوره؟
یه دوست
4 دی 91 13:24
مگه نگفتی چیزخاصی توش نیست پس جنسیت چه تاثیری داره؟
اگه واست مهمه وازطرفی نمیخوام دروغ بگم وبعنوان دوستدار نوشته هات همواره باهات باشم ازجنس خودت نیستم
حالااگه برات مقدور نیست اصرارنمیکنم
اونقدر با وبلاگت میمونم تا بهم اعتمادکنی
راستی کوروش نازنازی ماچطوره؟


نگفتم چیز خاصی توش نیست! اتفاقا عکسامه و خیلی ام خاصه و مهم یعنی آقایید؟ راستی وبلاگ کوروشُ از چه طریقی پیدا کردید!؟ میشه بگید؟ کوروشم خوبه! فقط این روزا دلم براش میسوزه و احساس میکنم مامان خوبی نیستم! آخه هر کار میخوام بکنم میاد بهم آویزون میشه!! و منم که نمی تونم همش کنارش بشینم. همین باعث شده احساس عذاب وجدان داشته باشم
مامان اراد
4 دی 91 14:03
یارو کی بود؟شاسکول شمارشم نوشته بود.عجب روانی هایی پیدا میشن.یه عکس دیگه درست کردم ایمیلتو چک کن قربون سوژه اش برم فقط یه رژصورتی این عکست که درست کردم کم داره.باید یه آتلیه بزنم یواش یواش.از کوروشی ننوشتی؟؟پیشی خاله خوبه؟یه گاز پر مایه بگیر ازش.جیگرشو بخولم.عکسای اتلیه هم کماکان رو هواست....!!!!ولی ما کماکان صبرمیکنیممممم.

چمی دونم کی بود! یک عدد آدم خیلی شاد و سرخوش که احساس میکنه خیلیا عاشقشن! جک کردم دستت درد نکنه! اون یکی که لباسمو قرمز کردی با حال تر شده! زحمت کشیدی والا!! کوروشُ که گاز میگیرم همیشه!!!!!!
بابا میگم عکسارو نداده هنوزز! امروز بره محمد ببینم میتونه بگیره فایلاشو! خودمممممم ذوق مرگمممم
مریم مامان عسل
4 دی 91 15:26
جون ما وبلاگو حال کردی؟
من که امواتم شاد شدن از بس خندیدم.
خخخخخخخخخخخخخخخخ



چقدم فک میکنه زرنگه!!!!!!!! هههههه میگه من وقت ندارم کامنت جواب بدم اس ام اس بدین!
مریم مامان عسل
4 دی 91 23:57
خخخخخخخخخخخخ
الان رفتم تو وبلاگ دوستم مامان آران کامنت بذارم دیدم اون کامنتی که رحیم جان برا من گذاشته بود اونجا هم بود.
کپی پیست میکنه گویا توی ویلاگ همه نی نی وبلاگی ها


یا حضرت بیجن! اعتماد به نفسِ داره این یارو آیـــــــــا؟