کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

بالاخره مریم به خانه ما آمد با طعم عسل 4.10.91

1391/10/5 3:38
نویسنده : مامانی
349 بازدید
اشتراک گذاری

 

شرح امروز رو از زبون مریمی جونم هم بخوانید. وبلاگ عسلم 

پیتزا در فر در حال آماده شدن میباشد. توجه کردین این روزا پستام همش مربوط به شکم شده؟ واقعا راس میگن آدم و هاپو گاز گازی کنه ولی جو نگیره. الان حکایت منه!

بعدا نوشتم:

معرفی میکنم ایشون پیتزا خوشگله خودم هستن! که بسی خوش طعم و خوشمزه بود. خودمو با

آویشن خفه کردم ینی! ولی نم دونم چرا پنیرم کِشیَت لازم رو نداژد! ( مصدر سازیم تو حلقم )

 پیتزا سازاش  زود زود بگین ببینم مشکل کارم کوژا بوده؟

اون قسمت بالا سمت چپ هَ! دیدینش؟ دست برد خودم می باژد به محض خروج از فر! می

خواستم فقط بدونین یه همچین رژیم سختی دارم من!

با همه این تفاسیر از ماه پیش 4 کیلو سبکترم! دلتون بسوزه چاقالوای شکم گنده

مریم جون اومد و عسل خوشگلمم دیدم. وای کوروش و عسل زده بودن به در ناسازگاری و این جیغ میزد اون جیغ میزد. خلاصه که ما دو تا مامان طفلیم حرص میخوردیم. زودم همسر محترم مریم جون

اومدن دنبالشون. الانم کوروش و بابایش رفتن بیرون. خدا خدا میکردم فقط یک ساعت کوروش بره بیرون تا من بتونم کمی استراحت کنم! کمر نمونده برام به خدا.

دو تا از عکسای کوروش هم با آژانس اومد در خونمون. البته فایل رو نداده و اسکنر هم نداریم. بنابراین با

دوربین از روی عکسا عکس گرفتم. پیشاپیش به خاطر پایین بودن کیفیت عکسها عذر میخوام.  در

پست بعدی عکسای آتلیه

 

استقبال پر شکوه کوروش از مهمانها 

اینم هدیه خاله مریم که زحمت کشیدن واسه تولد کوروش آوردن! ممنونم خاله خوبم 

 

نصفه شب نبشت:

الان رفتم آب گوشت بار گذاشتم در آرام پز تا فردا ظهر با بوی دارچین از خواب بر خیزم!

خــــــدا چقد من کدبانو ام دیـــــــگه؟!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

Windysmith
4 دی 91 23:07
ايول. اميدوارم به عسلي و كوروشي هم خوش گذشته باشه. عروس داماد خوبي ميشن
ايشالا عروسيشون


به اونا که خوش میگذره! نَنِه های بی چارشون آب میشن!!
نمونش خود من شکلک زهره لاغر ینی :d


مریم مامان عسل
4 دی 91 23:18
ممنونم بخاطر همه چیز. کیک و ژله و ...
هرچند خیلی اذیتت کردیم.
اما خوش گذشت.
فیلم عروسیتون خیلی ناز بود کلی ازون شاسی های سالگرد ازدواجتون خوشم اومد.
ببخشید که ریخت و پاش کردیم حسابی
چرا اینجا شکلک خجالت نداره؟؟ بجاش اینو بگیر:


خجالتم نده باااااااااااااو
برو بَ بَ.اذیتِ چی؟؟؟ آره خیــلی ناز بود. البته با خاطراتی که برات گفتم خیلی ناز ترم بود.
بیشین تا با یه فوت پرت نشدی بوخوری به دیفـــــال ها!!
مریم مامان عسل
4 دی 91 23:37
اون عکس تکی که از عسل گرفتی روی مبل نشسته خیلی ناجوره قیافه اش مثل خنگولا افتاده بچم!
زهره باور کن از در خونتون که اومدیم بیرون تا الان مثل یه فرشته معصوم آروم و بی صدا بازی میکنه!
نمیدونم اون چه اداهایی بود که خونه شما از خودش در آورد
فقط میخواست آبروی منو ببره وروجک


خوشـــگله که عروسممممم
چرا برا عروس مردم حرف در میاری؟
بچن دیگـــــــــــــــــه قوربونش بشم خودمممممممممم

مریم مامان عسل
4 دی 91 23:39
مامانمو بگووووووووو
فک کرده بود من زیر سرم رفتم نمیخوام بهش بگم ج نمیدم.
نیست که تا امروز ظهر حالم زیاد خوب نبود!
موبایل خونتون آنتن نمیداد خوب!!!
هیچی دیگه از خونه شما رفتم خونه مامانم شام خوردیم خیالش راحت شد که خوبم برگشتیم خونه


خوب مامانِ دیگه! عاشقته!حق داره! باز خوبه خیالشونُ راحت کردین!
مادر دوقلوهای ناهمسن
5 دی 91 7:32
سلام
ببخشید واقعا این مدت حسش نبود بیام نت
ولی عجب چیزای خوشمزه ای از دست دادم عکسای آتلیه آبگوشت حرفه ای
پیتزای خوشگل و دوست چاقالو
همیشه شاد باشین


بله خوندم که کلا هــیچ حسی نداشتین! اینم روش!

شهرزاد
6 دی 91 22:30
ینی خونه رم پوکوندنا


نه زیاد! فقط اسباب بازیا! که قبل از رفتن مریم طفلی همه رو جمع کرد.