کوروش باهوش من
دیروز بعد از این که کیک موز و گردومو
گذاشتم تو فر و ساعت فرو تنظیم کردم اومدم نشستم پیش
کوروش!
بازی میکردیم که صدای زنگ فر بلند شد! کوروش یه خورده تعجب کرد بعد به ساعت کوکی بالای شومینه
نگاه کرد. از تعجب دهنم باز مونده بود. آخه 20 روز پیش که بابا خسرو اینا خونمون بودن, کوروش و بابا
خسرو نیم ساعت با این ساعت بازی میکردن! صدای زنگشو در میاوردن! باطریشو در میاوردن و میذاشتن
سر جاش. بعد نگو این پسر باهوش من همون صدا رو تو ذهنش نگه داشته بود. و به خاطر شباهت
صدای زنگ گاز با صدای زنگ ساعت سریع به ساعت توجه کرده بود. بعدشم که ساعتُ دادم دستشسریع باطریشو در آورد و باز گذاشت سر جاش!
یعنی اینقد باهوش پسر من! فداش شم!
دیگه این که بابا محمد الان برا پسری یه جا سی دی خوشگل خریده. عکسشو میذارم/.


اینم ساعته

برای تولد کوروش سری کامل سی دی های baby anistain رو گرفتیم که گذاشتمشون تو همین جا سی
دی خوشگل.
بعدا نوشت: اینم کیک گورخری من ( از اینجا درستش کردم ) که موقعی که داشتم عکسای بالا رو
میذاشتم تو فر در حال پخیدن بود. وای بافتش خیلی خوب و نرمه و خیلی ام خوشمزه و راحته! حتما
پیشنهاد میدمش.
راستی شامم برای خودم ماهی غزل آلای مزه دار شده رو گذاشتم تو فر! خیلی خوب شده بود.
کوروشم در حین این کارا همین جور دور من میگشت!




کوروش باهوش من
