عکسای تولد کوروش
پریروز محمد اومد خونه و برام یه شلوار لی گرفته بود. راستش مدلشُ دوست نداشتم و قرار شد فردا
شبش ( دیشب ) بریم برای تعویض! دیروز بعد از تعویض شلوار لی و خرید هدیه برای کوروش ( سری
کاملی بیبی انیشتن ) رفتیم خونه مامانم که از اونجا همه با هم بریم طرقبه. بابام که بنده خدا یک تب و
لرز بدی کرده بودن و زیر 5 تا پتو بازم داشتن میلرزیدن. خیلی اصرار کردم اگه بهترین بیاین بریم که گفتن نه
شما برین و خوش بگذره.می خواستن بخوابن! خلاصه ساعت 9 بود که انسی اینام رسیدن و دو ماشینِ
رفتیم طرقبه.
وای خیلی خوش گذشت. اینقد جک گفتیم و خندیدیم که دلم درد گرفته بود. کوروش که همون اول دو تا
بادکنکُ ترکوند. یه دونه شرشره هم برده بودیم برای خالی نبودن عریضه. شام خوردیم و کیکی که خودم
شب قبلش درست کرده بودم و تزیئینی بس زیبا نموده بودم رو ( خودت اعتماد به نفس کاذب داری! گفده
باژم!!! ) خوردیم و کادوها رو باز کردیم. رضا و رئوف و یگانه رفتن بیرون اتاقک و یه عالمه برف بازی کردن.
بعدشم دیگه داشت تعطیل میکرد. اجبارا بلند شدیم رفتیم. دوغ آبعلی یــــــــخ خوردیم و برگشتیم خونه.
حالا عکس:
این بافت نرم و خوشرنگ هدیه خاله انسی جون به کوروش + 30 تومن ( پوشوندمش تا با حمیدرضا ست باشن )![]()

دو پدر مهربان و دو پسر خوشتیپ ![]()
![]()

دو خواهر خوبـــــــ و باز هم دو پسر خوشتیپ![]()






تولدت مبارک عسل مامان! قربونت بشم خاله جون ![]()

مامان گلم مرسی که مامانمی و اینقد خوب و مهربونی![]()

خدا رو شاکرم که کوروش هیچ جا از شیطنت هاش خسته نمیشه!


مامان جونشُ برات میده پسر تمیزم![]()



با تشکر ویـــــجه از تلاشهای خستگی ناپذیر خواهر گلم برای ساختن محیطی آتلیه ای با گرفتن چادر پشت سر بچه ها!!![]()


خیلـــــــی بی ادبی بگی زشته! اصا سفارشم قبول میکنم حتی!
خوب دوستی به درد همین روزا میخوره تازشم.
یه همچین دوست بامرامی دارین ها!
خودت بی سلیقه ای اصلا !! ( شکلک یک عدد زهره با خود درگیر ینی!





عکسای تولد کوروش
