ما برگشتیم :)
یکشنبه 15.2.92: از صبح به جمع و جور کردن وسایل و لباس برای کوروشُ مرتب کردن خونه گذشت.بابا محمد هم از صبح دنبال کاراش بود و عصرم ماشینُ با عمو علی شسته بودن. شب مامان اعظم یه سر اومدن خونه ما و شکلات برامون خریده بودن. بعدشم کلیدارُ دادیم بهشون تا وقتی ما نیستیم به ماهیامون غذا و به گلامون آب بدن. داداشیمونم ( مرغ مینا ) دادیم بردن! بعدشم رفتیم پایین وسایلُ چیدیم تو ماشین. کف عقب ماشینُ پتو انداختیم و بالشم بردیم و شد مثل یه اتاق کوچولو برای کوروش دوشنبه 16.2.92: قرار بود ساعت سه بامداد راه بیفتیم تا کوروش خواب باشه و کمتر اذیت بشه. من تا 3 بیدار بودم و سریع محمدُ بیدار کردم و تا 4 دیگه راه افتادیم. ولی وایــــــــــــــ...
نویسنده :
مامانی
4:49







