کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

شهربازی پروما با کوروش و یگانه

1391/12/2 15:48
نویسنده : مامانی
568 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز با کوروش تصمیم گرفتیم بریم دنبال یگانه و بریم پروما شهربازی, تا بچه ها یه خورده اونجا بازی کنن.

با اتوبوس رفتیم خونه انسی اینا. ( منتظر اتوبوس که بودیم سریع راه میرفت و ازم دور میشد که اتوبوس اومد و منم بدیو بدیو رفتم گرفتمش و سوار اتوبوس شدیم ) وقتی رسیدیم خونه انسی اینا حمیدرضا با یه ذوقی اومد استقبال کوروش و کوروشم سرشُ گذاشت روی پای حمیدرضا و صحنه رمانتیکی شده بود.

بعد دیگه رفتیم پروما و بچه ها بازی کردند و بعد از خوردن بستنی وقتی داشتیم برمیگشتیم  یه کیف جشممُ گرفت و چون قیمتشم مناسب بود (28 تومن ) خریدمش. بعد آقا یاسر اینا اومدن دنبالمون و رفتیم ساندویچ خوردیمُ بعد رفتیم خونشون. بابا از دیروز صبح رفته بود قم (برای یه سری کارای اداری) قرار بود تا شب برگرده ولی زنگ زد و گفت صبح میرسم. خونه انسی خانوم بمون. دیگه الان ناهار خوردیم و کوروش خوابیده و حمیدرضا داره با مامانش کشتی میگیره!

راستی1* کوروش اینقد بانمک راه میرفت تو پروما همه بهش یه تیکه ای مینداختن. میخندیدن بهش و قربون صدقش میرفتن!

راستی 2* حمیدرضا خیلی قلدری!!! کوروشُ میگیری و میشینی روش و نمیذاری بچم تکون بخوره!!!

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان اتنا
2 اسفند 91 15:56
چقد خوب که بهتون خوش گذشته.کاش اجی منم نی نی بیارهمن خاله بشم خووووووووووووو


آره خیلی خوش گذشت! ولی قیمت همه دستگاهاش دوبرابر شده بود زیاد بهم نچسبید ایشالا به زودی خاله شی که خیلی بچه خواهر شیرینه!
شهرزاد
3 اسفند 91 1:47
الهی بترکی ک منو میخندونی این دماغه نو بترکه آخر.حمیدرضا میشینی رو بچم نمیذاری تکون بخوره چیههههه؟خخخخخخخ مگه قلدره ولی انصافا خیلی جیگره حمیدرضا شانس آورد در همسایگیه ما نیست
غیرت نداری؟بچت دور و بر اون دختره ی ایکبیری مو بلوند میچرخه توام نگاه میکنی؟میزدی دختررو نصف میکردی خخخخخخ
چقد دختر آجیت مهربونه همچ مواظبه کوروشه آخییییی من انقد این صحنه های رومانتیک میبینم منقلب میشم...من دیگه نمیتونم ادامه بدم یکی یه دستمال بده به من
به زودی از بینی فندقیه خود عکسی برایتان ارسال می نماییم باشد ک مستفیض شوید
راستی من امقد عاشقه بچم کار به مو کندن نمیرسه شای البته بچه اینکارو کرد خدرو چه دیدی.راستی شاید یه وبلا گ بزنم روزمره بنویسم توش نه ک شاهکارم خیلی عکس و اینا زیاد دارم سزگرم میشیم دور همی

بوخودا راس میگم! اینقدرم ماشالا زورش زیادِ که کوروش نمیتونه تکون بخوره حتی

بابا عکس بذار از خودت! دیشب خواب میدیدم عکس از خودت با دماخ فندقیت گذاشتی اینقد خوشگل شده بودی!!
مریم گلی
3 اسفند 91 8:49
عکسای بچگی کوروش رو که دیدم تا الان چقد عوض شده؛ خیلی نازه؛ من عاشق بچه هام ..

خدا براتون نگه ش داره ..


آره دوستم! خیلی عوض شده! روز به روز شیرین تر و دوست داشتنی تر!
مامان یگانه و حمیدرضا
4 اسفند 91 1:46
عکس گذاشتن فوری م آسان و حرغع ایت تو حلقم.
کو عکسای کشتی احوال پرسی بچه ها >؟


دیکتت تو حلقم. چند میشدی خاله جون!!!؟؟
خوب یاددم رفته بذارم واستا پیداشون کنم میذارم الان
تينا
5 اسفند 91 15:21
چه مامان خوبي هستي تو خداييش


خوبی از سرو روم میباره
مامان اتنا
5 اسفند 91 16:47
کجایی عزیزم خوبی؟


خوبم مهربونم. مهمون داشتم
مريم
6 اسفند 91 12:24
ايشالله هميشه خوش بگذره با كوروش جون...
آخي يا سفرم افتادم به مشهد...
با اميد رفتيم پروما خريد كرديم بعدم رفتيم بولينگ و سينما 4 بعدي...
و بعدشم اون فست فود طبقه بالاي پروما غذا ايتاليايي خورديم.
خيلي خوب بود...
تازه از طبقه پايين هم از اون غرفه كه ظروف شيشه اي رنگي مي فروشه چندتا تيكه ظرف آبي خريدم



کاش با هم قرار میذاشتیم میدیدیم همو!
مامان آیدین
6 اسفند 91 14:51
خوش گذشت عزیزم؟ماشاالله واسه خودت مردی شدی گلم


بله!! علاوه بر قد و بالام رفتارمم خیلی مردونست خاله
شهرزاد
6 اسفند 91 19:29
الهی بگردم میدونستم انقد مشتاقی خوابمو میبینی خودم میومدم اونجا اصن


خوب عکستُ بذار دیگه لـــــــــوس!!
مريم
9 اسفند 91 8:54
آره عزيزم
كاش قرار ميذاشتيم دوست داشتم ببينمت ولي باور كن تازه فهميدم مشهدي


ایشالا دفعه بعد که اومدین حتما قرار میذاریم دوستم
شهرزاد
13 اسفند 91 11:08
آخه خوشم نمیاد با چسب روی دماغ رویت بشم از اول دوس نداشتم میخوام عکس بذارم فیس بوق ولی این چبسه نمیذاره


بکن اون چسب لامصبُ دیـــــــــگه! میخوام ببینم چه شکلی شدی خوب