یه بازی وبلاگی! از طرف من همه دعوتن! هر کی این بازی رو انجام داد خبرم کنه, مرسی
سه دلیلی که این وبلاگُ مینویسم:
1* برای ثبت خاطرات عزیز ترین موجودی که تا به حال در عمرم وجودشُ تجربه کردم. به خاطر این که
بعدنا خودم و کوروش با خوندن این خاطرات و حتی عکس غذاها یادی از این روزامون کنیم یا حتی تعجب
کنیم از این همه تغییری که در گذر زمان کردیم. ( خودم الان دلم میخواست از وقتی کوچولو بودم خاطره
ای داشته باشم ولی خوب متاسفانه ندارم زیاد )
2* دوستان زیادی که از طریق این وبلاگ پیدا کردم واقعا برام با ارزش هستن! دوسشون دارم و بهشون
عادت کردم و دلم میخواد همیشه داشته باشمشون!
3* نوشتنُ دوست دارم. کلا به این نتیجه رسیدم که با نوشتن آرامش پیدا میکنم و دغدغه های ذهنیم
کمتر میشه! البته دارم به این فکر میکنم که به یه وبلاگ دیگه که از مشکلاتم بنویسم نیاز دارم.
راستی1* ببخشید نظراتُ تایید نکردم. وقت نکردم واقعا.در اولین فرصت این کارُ انجام میدم. مرسی که به
یادمین عزیزای من :*:*
راستی2* اگه کار خونه و بچه داری اجازه بده میام از این چند روز میگم



سوغاتی دیگه محمد از اصفهان

هدیه تولد کوروش از ظرف مامان اعظم برای مامان کوروش

و این روسری


این سبدُ برای سبزی خریدم و اون زیریشُ برای روی اپن!

اینام برای زیر ظرف روی میز نهار خوری
از
از طرف عمه ریحانه
زی
از طرف عمه آزاده

من, مامان اعظم و عمه آزاده






یه بازی وبلاگی! از طرف من همه دعوتن! هر کی این بازی رو انجام داد خبرم کنه, مرسی
