یک لحظه غفلت...
این صحنه ای که میبینید مربوط میشه به دو دقیقه پیش.


عاقا من یک دقیقه روم به دیفال, گلاب به روتون رفدم دست به آب,
ببینین این آقا کوروش چی
ورداشته!![]()
از فرصت استفاده کرده و رفته در فریزر و باز کرده و یک عدد سوسیس برداشته داره مثل موش میخوره! ![]()
![]()
دستاشم از سرما ســـــــرخ شده!
حالا من چه جوری ازش بگیرم خوبـــــــــــــــــــــ؟ ریز ریزم داره
میخوره!
ازش گرفتم یک جوری دهنشو وا کرد گفدم الان منم میخواد بخوره! اونم منِ مــــــادر!![]()
بچّست من دارم عایا؟![]()
راستی 1* ناهار قیمه پخوندم! عکس میذارم حتما
اینم عکس ناهار ظهر جمعه:


راستی 2* یک دست به آب راحتم به آدم نمی بینن! والـــــــــآ![]()
![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یک لحظه غفلت...
