کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

با تو بودن 10 ماه است که عالیست!!

1391/8/8 1:51
نویسنده : مامانی
470 بازدید
اشتراک گذاری

کوروش جون سلام پسرم. 

دیروز روز خوبی بود مثل همه روزایی که تو بودی! با یه تفاوت که یه مروارید قشنگ زیبا ترش

کرده بود.

آره عزیزم! دیروز اولین دندونت دراومد و من اینقدررررر قربون صدقه اون فینگیلی میرمو ذوقشو میکنم که

حد نداره!

کوروش موشی! با تو بودن خوب است!!! تا حالا به این شدت راست نگفته بودم.

گاهی دچار روزمرگی و ناامیدی میشم ولی خوب این موقتیه و مامان با اشتیاق با تو بودن رو لحظه به

لحظه  جشن میگیره. 

پسرکم! روز به روز کنجکاوتر و باهوش تر میشی! و (این هم منم که گاهی دیگه کم میارم در برابرت) این در حالیه که فقط دو ماه تا تولدت مونده! دو ماه تا

تولدم مونده!

اون روز بابا داشت نماز میخوند! 4 دست و پا با سرعتی کمی بیشتر از نور رفتی مهرشو برداشتی بعد با

مهر در دست رفتی رو سرامیکا و تق تق کوبوندیش رو سرامیک!! یعنی اینقد میفهمی که رو فرش نمیشکنه!

موقع نهارها که میشه من یک دور مرثیه خونی میکنم بعد با تو میشینم سر سفره همش میخوای

با کله بری تو هرچی که پلشتیش بیشتره! هر چی بیشتر بهتر و مورد پسند شما ترنیشخند

مثلا سوپ داشته باشیم و پلو با ماست!! سوپ و برای حمله انتخاب میکنی! جل الخالق

دعوا کردنت هم بیفایدست! یه لبخندی میزنی که آدم به خودش فرو میره!! و اجساس میکنه وجود خارحی نداره! نمی بینی این اخمای پاچه بزی منو مامان جان؟ یا نعره های جان گدازمو؟

این منم در حال دعوا کردن  و این هم کوروش در حال دعوا شدن و بعدش من

خلاصه مادر جان باهات ماجرا داریم ما!! 

شعارتم اینه که ما نی نیا نباید بذاریم مادر مهربانمان لحظه ای به حال خودش رها بشه! نج نچ نچ چه

جسارتا!! چه معنی داره مامان آدم بره دسشویی ( روم به دیفال ) یا مثلا بره آشپزی کنه؟ یا از

همه بدتر دست به لبتاپ بزنه؟؟؟

خولاصه اینکه پسری که شما باشی!! تخس شدی در حد همون کلاه قرمزی خودمون!  فقط

بهت رحم می کنم و نمی خورمت! 

دندونتم مبارک عشق مامانی

پ.ن1: تولدی برای کوروش گرفته نمیشه که بخواد در حال تدارکش باشم! البته خیییییییلی ساده خونه

مامان بزرگا برگزار میشه ولی در اون حد تم دار و اینا نه! هزینشو میدیم به دو تا بچه نیاز مند اگه خدا

بخواد و ریا نشه! 

پ.ن2: این انسیه در حال تدریسنیشخند  

پ.ن3: نم دونم چرا وسطای این پست حالتی از سرخوشی بهم دست داد! شوما نم دونین؟

خوب دیگه عرضی نیست! خدافس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

نرگسی
8 آبان 91 5:42
مبارکه مرواریدت عزیزم .. خیلی باحالی مامان زهره


میسی خاله نرگس! باحالی مال یه ثانیمه!
ملک تاج
8 آبان 91 8:37
سلام
برای پسر گلتون اسم خیلی قشنگی گذاشتید
تولد کوروش کبیر رو هم بهتون تبریک می گم.


متشکرم! به اسم قشنگ پسرم افتخار میکنم
مریم مامان عسل
8 آبان 91 13:20
وای زهره جونم دیدی بالاخره دندونای کوروشس دراومدن؟؟؟ الکی نگران بودی دختر. دیر نبود که هنوز.
قربون وروجکم برم با این شیطونیاشش.
منم وقتی پست جدید میذارم همین حس سرخوشی بهم دست میده.
خخخخخخخخخخخخ
عکس بذار خاله!
راستی ما دخترمونو به یکی دیگه جواب دادیم. به شما اعتمادی نیست!


بلی بلی خدا رو شکر دراورد دندون خوشگلشو.
چه حس خوبیه این سرخوشی لامصب
بی خود مگه الکیه با دل پسر من بازی کردی!
مریم مامان عسل
8 آبان 91 13:21
مرسی از ایده هات برای عکاسی عجقم!


قاعچ میکنم عجیجم لهجه رو داشتی؟
مریم مامان عسل
9 آبان 91 4:33
ما با دل پسر شما بازی کردیم یا شما هر روز به یکی قول میدید؟؟؟؟
تازه جلو چشم خودممممممممممم.
خدا میدونه دور از چشم من چند تا دختر دیگه نشون کردید!



ملی مامان میکاییل
9 آبان 91 7:16
وقت یه مامان می تونه بفهمه که دیدن دندون بچه اش چه ذوقی داره وقتی اولین قدماش هم برداره خیلی ذوق داره
من واسه غذا می ذارمش تو صندلی غذا که نیاد چیزا رو بهم بزنه یه سی دی هم واسش می ذارم تا سرش گرم بشه
منم وقتی میکی رو دعوا می کنم می خنده فکر کنم می خواد منو شرمنده کنه بگه خجالت بکش با اون هیکله گندت


خوش به حال ما که عشقی عمیق رو تجربه می کنیم. واقعا پر از شادی شدم با دیدن دندونش! حتما اولین قدم لذتش بیشترِ!وای وای اینقد از خودم بدم میاد سر کوروش داد میزنم ولی باز نمی تونم خودمُ کنترل کنم!! هیکل تو که خوبِ! کوروش به من می گه با اون هیکلِ گندت