دو ماهگی و زدن واکسن مبارک مرد کوچولوی من( با تاخیر)+چند تا عکس از این روزا
پسرم, این دو ماه یه سوال ذهنم و مشغول خودش کرده: من چه کار خوبی کردم که لایق داشتن تو شدم؟ وقتی با توام هیچی دیگه ارزش نداره جز تو و نگاهت, هیچ غمی معنا نداره, وقتی می خندی شیرین ترین حس دنیا مال منه! خدایا این خوشی رو از من نگیرر! از این روزا بگم که تو همچنان بهترین بچه ای هستی که تا حالا دیدم.آروم, با شخصیت, و خوش اخلاق پشرفت های کوروش جانم تو این دو ماه: از روز اول تولدت گردنت و بالا نگه می داشتی! از ماه اول وقتی زیر بغلتو می گیرم پاهاتو محکم می ذاری رو زمین و دوست داری قدم برداری. این روزا وقتی باهات حرف می زنیم یه آغون باغونی می کنی که دلم غش می ره برات. باباتو حسابی می شناسی و روز...
نویسنده :
مامانی
13:19
بدون عنوان
پسرم! امشب رفتیم دیدن زن عموی یگانه جون که زایمان کرده و یه دختر کوچولوی ناز به دنیا آورده. اسم این خانوم کوچولو محیاست. محیا جون موقع دنیا اومدن خیلی کوچولو بوده 2 کیلو و 700 گرم وزن و 47 سانتی متر قد اینم از عکسای امشب البته قبلش یه عکس از کوروشی و دایی جون: ...
نویسنده :
مامانی
6:05
هنرهای مامانی...
سلام سلام جونم بگه براتون که دیشب همین جوری نشسته بودیم و تی وی می دیدیم که دیدم ناخنای آقا کوروشمون بلنده بعد از اینکه ناخنارو گرفتم دیدم به به این ست ناخن گیر عجب قیچی داره با خودم گفتم تا کوروشی خوابه یه خورده موهاشو مرتب کنم در ادامه ی مطلب ببینید نتیجه رو: مامان جان! خوب در میاد باز موهات ت ت ت ...
نویسنده :
مامانی
10:58
تو به من یادآوری کردی, هنوزم می شه عاشق بود...
عکسای جدید کوروش جونی
پسر موتورسوار من چوچو کوچولوی من روروئک سوار مامان ...
نویسنده :
مامانی
21:16
کوروش پستونک خور می شود
عکس های یهویی من و کوروش
سلام سلام
امروز من و کوروشی و بابایی رفتیم فریمان خونه ی پسر دایی من اونا یه پسر بلا دارن که 20 روز از کوروش بزرگتره. طفلی دیروز واکسن دو ماهگی زده بود و مامان جونش می گفت تا صبح بی قرار بوده. خلاصه خیلی خوب بود. اینم چند تا عکس از امروز: از سمت راست: شهریار بلای 2 ماهه, بابای شهریار جون ( علی آقا ), عشق من کوروش جون 43 روزه, بابای کوروشی اینم مامانای گوگولیاا ...
نویسنده :
مامانی
2:10













