کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

صندلی غذات مبارک پسرکم

دیروز عصر بعد از اومدن آقای پدر و استراحت کردنشون, دیگه من نمی تونستم تو خونه طاقت بیارم و حاضر شدیم و رفتیم به سمت سناباد برای خریدن صندلی غذا (موقع خرید سیسمونی, تبدیل به یک مادر قانع شده بودم و با خودم گفتم نمیخواد! تا کی که غذا خور بشه! الان لازم نداره! بعد الان میبینم مثل موش میخواد فرار کنه, در نتیجه لازم داره!) بعدشم پیاده رفتیم کتاب فروشی شازده کوچولو و 4 تا کتاب واسه کوروش گرفتیم و بعدش ماهی فروشی ( من عاشق ماهیم! عاشق ها!! یعنی اگه هر کدوم از شماها میخواین منُ ذوق مرگ کنین دعوتم کنین خونتون برام ماهی درست کنین ) بگم از قیمتای نازنازی! 1 کیلو و نیم فیله ماهی حلوا سفید 25 هزار تومن, 4 تا ماهی غزل آلا 20 هزار تومان ناقابل ...
20 دی 1391

3 شنبه ( قورمه سبزی پزون )

ناهار امروز قورمه سبزی دو نفره با پسری: برنجُ کته کردم! حوصله نداشتم صاف کنم! راستی1* انسی جونمم سرما خورده! همش میخوام بگم بیان خونمون یه چیزی میشه! منمم نمی شه برم خونشون میترسم کوروش مریض شه!   دلم برات تنگ شده خواهر مهربونم/حمیدرضا جونم/ یگانه جون ...
19 دی 1391

2 شنبه ( پیتزا پزون )

دیروز عصر میخواستم کوروشُ ببرم حموم, همه وسایلشم آماده کرده بودم ولی دیدم آب گرم کن خاموشِ! منتظر شدم محمد بیاد روشنش کنه! بعد ببرمش! وقتی محمد اومد اول شام خوردیم بعد کوروشُ بردم حموم و بعدش 5 کیلو استخون دنده گوسفندی که محمد گرفته بود ( همیشه میگیریم ) شستمشون و ریختمشون تو زودپز تا صبح بجوشه! برای به دست اومدن آب قلم. خیلی مقویه! استخونا رو پر میکنه, خیلی ام غذا رو خوشمزه میکنه! هم برای خودمون استفاده میکنم هم کوروش! بعدم برای ناهار امروز خمیر پیتزا درست کردم. بعدم نشستم یه تیکه از فیلمی که گل.شی.فته. فرا.ها.نی جدیدا در نقش یه زن افغان بازی کرده رو دیدم. خوشم اومد از فیلمش حالا وقت کنم سر فرصت میشینم میبینمش! صبح بعد از خوردن...
18 دی 1391

یکشنبه ( امروز بقیه عکسای آتلیه آمادست ) آخــــــــــ جون!عکس مرغ ترش اضافه شد.

سلام دوستای گل خودم. دیشب محمد اومد خونه و گفت نتُ وصل کردم. دستشم درد نکنه! میدونه من چقد به اینحا عادت کردم و  یه روز نیام انگار یه چیزیم کمه! دیشب آشِ خیـــلی خوشمزه بود و من با خیال راحت یه کاسه پر خوردم. چون کالریش زیاد نیست. پیشنهاد میدم حتما درستش کنید. غذای ثابتتون میشه! امروزم مرغ ترش درست میکنم. البته فک کنم با اون چیزی که معروفِ به مرغ ترش فرق کنه ها! به سبک خودمه و خواهریم! البته نمیدونما! شاید بقیه هم اینحوری درست کنن! من ندیدم ولی! خلاصه امروز صبح ساعت 9 و نیم بود که بیدار شدیم و صبحانه که خوردیم و الانم کوروشُ خوابوندم و در خدمت شمام. هر روز که آپ میکنم حرف جدیدی ندارم خوب!  راستی1* امروز با انسی حرف می...
17 دی 1391

شنبه + عذر خواهی+ عکس و دستور پخت آش کوفته ریزه

دیشب رفتیم خونه مامان اعظم, قرار شده بعد از صفر دعوتشون کنیم خونمون تولد کوروش. ناهار میخوام اشکنه تخم مرغ درست کنم. ما خیـــلی دوست داریم. هر کی بلد نیست بره از اینحا یا یاد بگیره.  الانم دارم پفک نمکی میخورم. این آق پسر منِ دیشب, چقدر سبز بهش میاد. شلوارشم خاله انسی مهربون براش خریده. اینقد خوبُ شیکِ! فاقِشَم بلــــــــــــند! این عروسکِ هست! اسمشُ گذاشتیم اسکندر! اینقد کوروش دوسش داره! همشم به شوشولش میخنده! وقتایی که میخواد غذا بخوره, اسکندرُ میده به من و میگه به به! یعنی به اینم به به بده! راستی1* عکس اشکنه تخم مرغُ میذارم    راستی 2 * نتمون داره قطع میشه! شاید تا...
16 دی 1391

یک لحظه غفلت...

این صحنه ای که میبینید مربوط میشه به دو دقیقه پیش.   عاقا من یک دقیقه روم به دیفال, گلاب به روتون رفدم دست به آب, ببینین این آقا کوروش چی ورداشته! از فرصت استفاده کرده و رفته در فریزر و باز کرده و یک عدد سوسیس برداشته داره مثل موش میخوره!  دستاشم از سرما ســـــــرخ شده! حالا من چه جوری ازش بگیرم خوبـــــــــــــــــــــ؟ ریز ریزم داره میخوره!  ازش گرفتم یک جوری دهنشو وا کرد گفدم الان منم میخواد بخوره! اونم منِ مــــــادر! بچّست من دارم عایا؟ راستی 1* ناهار قیمه پخوندم! عکس میذارم حتما اینم عکس ناهار ظهر جمعه: راستی 2* یک دست به آب راحتم به آدم نمی بینن! والـــــــــآ ...
15 دی 1391

عکس عکس!!و عکس دیگچه ( قابل توجه شهرزاد جون و یک دوست و ویندی جون)

  عشق "ردِّ دو تا دندونایِ تو روی صورت منِ"! عاشقتم   در راه رفتن به خونه مادر شوعر جون انسی    حمیدرضای نقلی, عاشقتم خاله جون ( نفسم به خاطر دندوناش لاغر شده بود ) داره دو تا نیشای بالاش و دو تا دندونای جلوییش با هم درمیاد. محیا خانومی نازنازی که دو ماه از کوروش کوچیک تره! و دو ماه از حمیدرضا بزرگتره. دختر عموی حمیدرضا کوروش در حال زورگیری  محیا جیگری در حال تعویض لباس  شکار لحظه ها! مگه تو بغلم آروم میگرفتــــــــــــ؟    قوربـــــــــــــون اون دماغت بـــــــرم که چارزانو زده وسط صورتتــــــــــــــــ من میمیرم...
15 دی 1391