مامان خجالت می کشه که دیر به دیر مینویسه برات...
سلام پسر گل من نمی پرسم خوبی یا نه! چون از لگدات معلومه که خوبی قربونت بشم مامانت یه اخلاق بدی که داره اینه که همه چیزو پشت گوش میندازه و این اصلا خوب نیست. خیلی وقته برات ننوشتم اقا پسر مامانی. می بخشی منو؟ جونم برات بگه که چند روزه وارد ماه ٧ شدیم به سلامتی. نزذیک به ٢ هفته هست که لگد زدنات مشهود تر شده و من و خوشحال می کنه. مامان ملی داره برات کلی لباس می بافه. دیشب با مامان ملی رفتیم پاساز پروانه و کلی کاموا گرفتیم بعدشم رفتیم پاساز فردوسی و یه گهواره ی خوشگل یه شیشه پستونک یه بالش شیر دهی که شکل زرافست گرفتیم و برگشتیم خونه پیش بابایی. بعدشم چون هوس آش رشته کرده بودیم هم من هم بابایی ساعت ٩ شب شروع کردم به پختن آش...
نویسنده :
مامانی
7:32



