کوروش کوروش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

با تو بودن خوب است...

یک روز خوب ۴ تیر ۹۸ کنار حمیدرضا و کوروش

کوروش 5 روزه ی مادرررررررررررر

زیاد نمی تونم بشینم و تایپ کنم ولی دلم نیومد نگم که کوروش چه پسر فوق العاده ایه و منو اصلا اذیت  نمی کنه.فقط بزا شیر بیدار میشه و بعدشم که همش خوابه. نگرانم خودم چشمش کنم. بخیه هامم گاهی خیلی درد می کنه ولی شیرینیه داشتن کوروشم ارزش همه چیزو داره. خدایا شکرت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ! راستی امروز می خوایم ختنت کنیم خدا رحم کنهههههه! و یه آزمایش دیگه که تشخیص و پیشگیری  از چندین نوع بیماری خوب من رفتم دیگه   ...
12 دی 1390

کوروشم و دیدین؟

پسر قشنگم کوروش نازنینم دیروز 8 دی ساعت 10:30 صبح پنحشنبه در بیمارستان سینا مشهد با وزن 3600 و قد 52 سانت به دنیا اومد. عاشقتم مامانییییییی کوروش 3 ساعته ی من     ...
11 دی 1390

آخرین نوشته ی مادر خانومیت قبل از در آغوش کشیدن تو...

عزیزم الان دقیقا ساعت 6: 30 دقیقه ی صبح 5 شنبه 8 دی ماه نود هست. روزی که گل پسر من قراره  چشمای خوشگلشو به این دنیا باز کنه. ایشالا به امید خدای مهربون دفعه ی بعد با عکسای پسرم آپ  می شم. دوستون دارم و به یاد تک تکتون هستم. ...
8 دی 1390

ز طرف خاله یگانه

سلام کوروش خان دوست دارم فردا زود برسه  که تو رو تو بغلم بگیرم و انقد بوست کنم تا که زبونت بند بیاد! فردا که رسید, دوست دارم زودتر به بیمارستان برسم, دوست دارم ببینم چه شکلی هستی!  ببینم دست و پاهای کوچیکتو! صورت سبزتو! البته نه شوخی کردم. سفید بلوری هستی! فقط وقتی که به خونه میای, چشماتو باز کن که ببینیم چشمای نازتو! اینم عکس من عزیزم       ...
7 دی 1390

شب آخر

غم دنیا با یه شادی همراهش وجودم و لبریز کرده! یک تجربه ی منحصر به فرد رو فردا خواهم داشت! نمی فهمم حالمو. یعنی من لایق این پسر هستم؟ یعنی می تونم مامان خوبی باشم؟ دیشب با محمد رضا رفتیم 3 تا آمپولو زدیم و بعد رفتیم خونه ی انسی جون. محمد و آقا یاسر کار ها رو می  کردن.منم که خیلی سنگین شدم و نمی تونستم تکون بخورم.محمد جان برنج و صاف کرد و میگو هارو سرخ  کرد. خوشمزه بود. شبم که از سوزش سینم تا 4 خوابم نبرد و بعدشم 6 بیدار شدم و نماز خوندم و دیگه  خوابم نبرد. تا الان که دقیقا سابعت 9: 50 شبه و من آب گوشتی که مامان ملی برام آورده بود رو خوردم و الان دیگه دارم از احساسات می ترکم!! از احساسات متناقضی که همه ی وجودم و ...
7 دی 1390